هشدار محسن رضایی نسبت به 'فروپاشی درونی' در ایران
محسن رضایی، از نامزدهای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران، بیانیه ای خطاب به مردم ایران منتشر کرده و در آن نسبت به عواقب "اختلافات داخلی" در ایران هشدار داده است.
اطلاعات بیشتر در ادامه ی مطلب

محسن رضایی، از نامزدهای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران، بیانیه ای خطاب به مردم ایران منتشر کرده و در آن نسبت به عواقب "اختلافات داخلی" در ایران هشدار داده است.
اطلاعات بیشتر در ادامه ی مطلب

بقیه در ادامه ی مطلب

جمعيت ايران در سال 1200 و پيش از حمله مغول 5/2 ميليون نفر بوده. اين جمعيت در سال 1800 كمتر از 5 ميليون نفر بود. به عبارت ديگر، جمعيت كشور در طول 6 قرن فقط 2 برابر شده است.در طول يك قرن بعد و تا سال 1900، 3 ميليون نفر به جمعيت ايران اضافه شد. روزنامههاي تهران23 آذر 1355 گزارش كرده بودند كه جمعيت ايران 34 ميليون و نفوس تهران و حومهاش 3 ميليون و 700 هزار تن است. سال 1355 سال سرشماري هر 10 سال يكبار ايران بود. جمعيت ايران 27 سال پس از آن زمان، تقريبا 2 برابر و نفوس تهران 3 برابر شده است.
در سال1355 سومين سرشماري عمومي،افزايش جمعيت از 79/25 ميليون نفر در سال 1345 به 71/33 ميليون نفر را نشان داد كه معادل كاهش متوسط رشد سالانه جمعيت از 13/3 درصد در فاصله سالهاي 45 1335 به 71/2 درصد در فاصله سالهاي 55 1345 بوده است. چهارمين سرشماري در سال 1365 جمعيت را 49 ميليون و 445 هزار و 10 نفر با رشد 9/3 درصد اعلام كرد. در سال 1375جمعيت كشور 60 ميليون و 55 هزار نفر بود.
جمعيت كل كشور براساس سرشماري 1385 حدود 70 ميليون و 472 هزار نفر است كه در مقايسه با جمعيت 60 ميليون و 55 هزار نفري سال 1375 رشدي معادل 61/1 درصد را در سال نشان ميدهد. ميانگين رشد جمعيت كشور طي دهه 1375 1365 معادل 96/1 درصد بوده است. با توجه به اين روند ميتوان قضاوت كرد نرخ رشد جمعيت كه در دهه 1365 1355 با شتاب فزايندهاي همراه بوده بتدريج كاهش يافته و در حال حاضر روند كنترل شدهاي را نشان ميدهد.
جمعيت شهري كشور در سال 1385، معادل 5/68 درصد جمعيت كل كشور و برابر با 48 ميليون و 245هزار نفر بوده است كه در مقايسه با جمعيت شهري سال 1375، رشدي برابر با 7/2 درصد را در سال نشان ميدهد.
جمعيت شهري كشور در سال 1365 معادل 3/54 درصد، در سال1375 معادل 3/61 درصد و در سال 1385 معادل 5/68 درصد جمعيت كل كشور بوده و در 2 دهه 1385 1365 نرخ رشد سالانه جمعيت شهري معادل 3 درصد بوده است.
جمعيت روستايي كشور كه در سالهاي 1365 و 1375 به ترتيب 7/45 درصد و 7/38 درصد جمعيت كل كشور بود، در سال 1385 به 5/31 درصد رسيده است. متوسط بعد خانوار كل كشور در سال 1385 برابر با 03/ 4 نفر بوده كه معادل 8/0 نفر كمتر از بعد خانوار در سال 1375 است. اين شاخص در سال 1375، 84/4 نفر بوده است. در سال 1385 بعد خانوار روستايي 36/4 نفر و بعد خانوار شهري 89/3 نفر بوده است. بيشترين بعد خانوار در استان سيستان و بلوچستان معادل 12/5 نفر و كمترين آن در استانهاي گيلان و تهران معادل 59/3 نفر و 60/3 نفر بوده است.
جمعيت زير 14 ساله كشور كه در دهه 13651355 حدود نيمي از جمعيت كشور را تشكيل ميداد در سال 1385، 08/23 درصد از جمعيت كشور را در برميگيرد و از اين لحاظ جامعه ايران بتدريج ويژگي دارا بودن جمعيت بسيار جوان را پشت سر ميگذارد. جمعيت فعال 10 ساله و بيشتر كل كشور در سال 1385 معادل 23 ميليون و 466 هزار نفر بوده كه 25/87 درصد آنها شاغل هستند.
جمعيت فعال 10 ساله و بيشتر، در سال 1385 در مناطق شهري 15 ميليون و 929 هزار نفر بوده است كه 18/88 درصد آن را شاغلان و 82/11 درصد آن را بيكاران تشكيل ميدادند. در مناطق روستايي در همين سال7ميليون و 493هزار نفر جمعيت فعال شمارش شدهاند كه 27/85 درصد آن را شاغلان و 73/14 درصد آن را بيكاران تشكيل دادهاند.
درصد شهرنشيني در كشور از 3/61 درصد در سال 1375 به 5/68 درصد در سال 1385 افزايش يافته است. اين فرآيند بر اثر 2 پديده مهاجرت روستاييان به شهرها و تبديل روستاها به شهر حاصل شده است.
در سال 1385، 5/31 درصد جمعيت كشور در مناطق روستايي و عشايري ساكن بودهاند. طي دهه 13851375 سالانه به طور متوسط 44/0 درصد از جمعيت روستايي كشور كاهش يافته كه ناشي از مهاجرت به شهرها و تبديل روستاها به شهر بوده است. به اين ترتيب در دهه 13851375 بيشترين جريان مهاجرت و نيز تبديل روستاها به شهرها در استان اصفهان (87/2 درصد)، مركزي (31/2درصد) و تهران (07/2 درصد) اتفاق افتاده است.
در كل كشور تنها استانهاي سيستان و بلوچستان، فارس، كرمان، هرمزگان و كهگيلويه و بويراحمد نرخ رشد مثبت در جمعيت روستايي خود را در دهه اخير داشتهاند.
موفقيت در كنترل جمعيت
در ايران كنترل جمعيت و تنظيم خانواده به صورت پراكنده در سال 1337 شروع شد. از سال 1348 اين كار به صورتي متمركز ادامه يافت.
پس از پيروزي انقلاب اسلامي در سال 1365 توجهها به افزايش جمعيت جلب شد و پس از اولين سمينار ملي جمعيت و توسعه در سال 1367 برنامه ملي تنظيم خانواده مورد تاييد حضرت امام خميني در سال 1368 قرار گرفت و متعاقب آن دولت سياست تحديد مواليد را اعلام كرد. در سال 1368 اين سياست رسمي با عنوان تنظيم خانواده اتخاذ شد و اجراي آن به وزارتخانههاي بهداشت و درمان و آموزش پزشكي، فرهنگ و آموزش عالي، آموزش و پرورش و سازمانهاي ذي ربط ديگر واگذار شد.
در سال 1370 لايحه كنترل جمعيت و تنظيم خانواده از طرف دولت تهيه و تقديم مجلس شد و در سال 1372 از تصويب مجلس گذشت و به تاييد شوراي محترم نگهبان رسيد. اين مصوبه نشانه بارز حمايت همه جانبه نظام جمهوري اسلامي ايران و تعهد سياسي دولت از اجراي برنامههاي تنظيم خانواده و كنترل جمعيت است. اين قانون نه فقط به قطع انگيزهها و پاداشهاي متعلقه به خانوادههاي پر اولاد و فرزندان زياد دست زد، بلكه به موازيني فراتر از تنظيم خانواده مانند ايجاد فرصتهاي آموزشي و اشتغال زنان، تامين امكان بقاي نوزادان از طريق بهبود خدمات بهداشت مادر و كودك از يكسو و از سوي ديگر گسترش پوشش نظام تامين اجتماعي به عنوان منبع تامين و حمايت سنين كهولت تاكيد داشت.
با كوششهاي انجام شده، حجم جمعيت ايران كه ميرفت به حد 93 ميليون نفر تا سال 1385 افزايش يابد، اينك در حد 70 ميليون نفر متوقف شده و از اين طريق فقط در فاصله سالهاي 1385 1368 از حدود 23 ميليون اضافه بار جمعيت در كشور جلوگيري شده است.
اهميت تنظيم خانواده
تنظيم خانواده در 2 بعد خانواده و جامعه اهميت دارد.تنظيم خانواده در مقياس خانوادگي، وسيلهاي براي فاصلهگذاري بين فرزندان و تعيين تعداد فرزندان است.
برخلاف برداشت عمومي، تنظيم خانواده تنها ابزار كنترل جمعيت است. در اين نگرش، جنبههاي ارتقاي سلامت تنظيم خانواده كه در سطح خانواده و جامعه از اهميت زيادي برخوردار هستند، ناديده گرفته ميشود.
برنامههاي تنظيم خانواده و جمعيت، منحصر و محدود به كنترل باروري در زن نيست و ابعاد مهمتري نظير جنبههاي بهداشتي، اجتماعي، اقتصادي، حقوقي، رواني و فرهنگي را نيز شامل ميشود كه به مراتب از اهميت بيشتري برخوردارند. يكي از اهداف برنامههاي تنظيم خانواده، توانمندسازي خانوادهها براي تصميمگيري آزادانه، آگاهانه و مسوولانه به منظور تعداد و فاصلهگذاري بين فرزندانشان است. افزايش آگاهي جامعه از تاثير بارداريهاي ناخواسته و پرخطر بر سلامت مادر و كودك، موجب بهبود سلامت خانواده و در نهايت جامعه ميشود.
در كشور ما نسبت مرگ مادران ناشي از بارداري و زايمان از مقدار 91 مرگ در 100 هزار تولد زنده در سال 1366 به 4/37 مرگ مادر در 100 هزار تولد زنده در سال 1375 كاهش يافته است. اطلاعات سال 1384 كاهش بيشتر اين نسبت را تا 6/24 مرگ مادر در 100هزار تولد زنده نشان ميدهد. حدود همين فاصله زماني پوشش روشهاي مطمئن پيشگيري از بارداري از 5/27درصد در سال 1368 به 60 درصد در سال 1384 افزايش يافته است. اين ميزانها ميتواند نشان دهند كه در ايران نيز مانند ديگر كشورهاي جهان شايد بتوان تنظيم خانواده را به عنوان يكي از مهم ترين دلايل براي كاهش مرگ و مير مادران جامعه در نظر گرفت.
در بعد اجتماعي، يكي از راههاي برقراري تعادل ميان توسعه اقتصادي و اجتماعي ، ميزان رشد جمعيت است؛ البته جلوگيري از زاد و ولد تنها راه حل توسعه يافتگي نيست، بلكه يكي از راهها محسوب ميشود. اين شيوه وسيلهاي است تا بتوان تعادل ميان رشد اقتصادي و افزايش جمعيت را برقرار كرد.
امروزه هدف اساسي در كليه برنامههاي تنظيم خانواده و جمعيت، هماهنگي ساختار جمعيتي با روند توسعه اقتصادي و اجتماعي است. از جانب ديگر هدف اصلي توسعه اقتصادي بر اعتلاي كيفيت زندگي مردم معطوف شده و افزايش ناخالص ملي رفاه بيشتر را براي مردم، بخصوص آنها كه در پايين ترين سطوح در آمد قرار دارند، مدنظر قرار ميدهد.
برنامههاي تنظيم خانواده و جمعيت منحصر و محدود به كنترل باروري در زن نشده و ابعاد مهمتري نظير جنبههاي بهداشتي، اجتماعي، اقتصادي، حقوقي، رواني و فرهنگي را نيز شامل ميشود كه به مراتب از اهميت بيشتري برخوردارند.
روزي براي جمعيت
موضوع جمعيت جهان آنقدر اهميت دارد كه سازمان ملل يك روز را براي آن اختصاص دهد. دفتر بنياد جمعيت سازمان ملل متحد در سال 1990، يازدهم جولاي مصادف با 20 تير را به عنوان روز جهاني جمعيت نامگذاري كرد.همه ساله از طرف سازمان ملل عبارتي به عنوان شعار سال براي اين روز انتخاب ميشود.
موضوع سال (2006) روز جهاني جمعيت، جوانان انتخاب شده بود و شعار «جوان بودن مشكل است » براي آن درنظر گرفته شد. موضوع روز جهاني جمعيت سال 2007 ، مشاركت مردان در تامين سلامت مادران بود و دو شعار هيچ زني در طول زندگياش نبايد بميرد و مردان شريك و عاملان تغيير، حاميان حقوق بشر و دوران مادري سالم هستند به عنوان پيام آن سال در نظر گرفته شد. شعار روز جهاني جمعيت در سال 2008 «تنظيم خانواده حقي است كه بايد آن را به واقعيت تبديل كرد» بود. در سال 2009 موضوع تحصيلات زنان انتخاب شده است و شعار زنان تحصيلكرده جنگ با فقر براي آن در نظر گرفته شده است.
بيستمين جشن روز جهاني جمعيت در جهان در حالي برگزار ميشود كه وضعيت زنان در بسياري از نقاط با مردان متفاوت است و بوضوح سطح تحصيلات پايينتري دارند.
رو به سالخوردگي
در حال حاضر هرم سني جمعيت ايران در حال انتقال از جواني به سالخوردگي است. بدين ترتيب اگر نقطه شروع كاهش اساسي و مستمر باروري در ايران را سال1365 در نظر بگيريم تا پايان ربع اول قرن پانزدهم هجري شمسي (1425) جمعيت ايران كاملا سالخورده خواهد بود. در حالي كه تا سال 1375 همواره كمتر از 5 درصد از كل جمعيت ايران در سنين بالاتر از 65سال قرار داشت و هنگام نيل به سالخوردگي كامل جمعيت ( دهه سوم قرن پانزدهم) نسبت درصد جمعيت 65ساله به بالا به حدود 15 درصد ميرسد كه در واقع بيش از 3 برابر خواهد شد.
تامين نياز جوانان
از نظر روند تحولات ساختاري ناشي از كاهش مستمر باروري آنچه در حال حاضر مساله محوري است تراكم نسبت زيادي از جمعيت در سنين نوجواني و جواني يعني 15 تا 24 سالگي است. افراد واقع در اين گروه سني هنگامي كه سطح باروري كشور بالا بوده (دهه اول بعد از انقلاب اسلامي) به دنيا آمدهاند و به همين لحاظ تراكم نسبي بالا را با خود به اين سنين منتقل كردهاند. نسبت درصد جمعيت 15 تا 24 ساله از كل جمعيت براي اولين بار در سال 1375 به بيش از 20 درصد رسيد و از آن پس نيز روندي رو به افزايش داشته است و در طول دهه 1380 نيز اين افزايش ادامه خواهد داشت.
اگر در دهه گذشته اين خيل جمعيتي نياز به مدرسه داشت و ما شاهد مدارس دو شيفته و سه شيفته و ايجاد نسبتاً سريع تر تاسيسات و تسهيلات زيربنايي بوديم، اكنون تامين نيازهاي مرتبط به آموزش عالي،ايجاد اشتغال و بالاخره ازدواج و تشكيل خانواده خيل عظيم نوجوانان و جوانان در دهه جاري از مسائل اصلي و محوري كشور محسوب ميشود. در دهه 1380 ميزان ازدواج و به تبع آن باروري افزايش يافت كه اين منجر به نوعي مقاومت موقت در مقابل روند رو به كاهش باروري خواهد شد.
مردان در كنار زنان
سالانه بيش از نيم ميليون زن در پي بارداري و زايمان جان خود را ازدست ميدهند.99درصد اين زنان درجوامع در حال توسعه به سر ميبرند. تعدادي بيش از اين از عواقب بارداري و زايمان كه پيامدهاي بسيار جدي دركيفيت زندگي زنان و خانوادههاي آنان دارد،رنج ميبرند. تقريبا تمام اين مرگ وميرها و رنجها قابل پيشگيري هستند. تعداد بيشماري از زنان در طول بارداري و زايمان به اين دليل كه حقوق جنسيتي و بهداشت باروري آنان ناديده گرفته شده است جان ميبازند.
مردان به عنوان شركاي سلامت مادران ميتوانند نجات بخش زندگي آنان باشند.آنها در بسياري از زمينهها نقش تصميم گيرندهاي دارند. به طور معمول شوهران درخصوص تنظيم خانواده تصميمگيري ميكنند.
حمايت يك همسر مطلع ، بارداري و زايمان يك زن را بهبود ميبخشد و ميتواند در زندگي يا مرگ زنان در زمان مشكلات و هنگاميكه زنان نياز به مراقبتهاي پزشكي فوري دارند تاثيرگذار باشد. پدران دلسوز ميتوانند نقش مهميدر محبت، مراقبت و تغذيه كودكان خود ايفا كنند.
بسياري ازكشورها در دهه گذشته موفقيتهاي قابلتوجهي در كاهش نرخ مرگ و مير مادران

در
واقع شما با مراجعه به ادارات ثبت احوال همراه دو شاهد، فرمهايي را در
اين ادارات تكميل ميكنيد. يكي از شهود با مراجعه به محضر نيز به شكل
محضري در خصوص مفقود شدن شناسنامه شما شهادت ميدهد.
بعد از اين
مراحل و پس از تنظيم شناسنامه المثني، چنانچه بار اول باشد، 2 ماه بعد از
تاريخ تنظيم درخواست، المثني صادر و تحويل ميشود و اگر باردوم باشد پس
از انقضاي 6 ماه اقدام ميشود و اگر بارسوم باشد، با اعمال مقررات كيفري
براساس قانون تخلفات و جرايم و مجازاتهاي مربوط به اسناد سجلي و
شناسنامه، اقدام به صدور المثني ميشود.
البته اگر شخصي با داشتن شناسنامه اقدام به اخذ المثني كند، طبق قانون تخلفات و جرايم و مجازاتهاي مربوط به اسناد سجلي و شناسنامه، به پرداخت جزاي نقدي از 200 هزار تا يك ميليون ريال محكوم ميشود و در صورت تكرار، دادگاه مكلف به تعيين حداكثر مجازات است.
با وجود اين ، گفته ميشود در مواردي از جمله براي ازدواج مجدد و به عبارتي پنهان كردن ازدواج اول ، سوءاستفاده هايي براي اعلام مفقود شدن شناسنامه و دريافت المثني شده است.
سيد احمد قشمي ، مديركل ثبت احوال استان تهران البته نظر ديگري دارد. او در گفتگو با جامجم اعلام ميكند كه امكان انجام چنين كاري ممكن نيست؛ چرا كه تمامي موارد لازم براي درج در شناسنامه المثني بر اساس سند موجود و مشخصات شناسنامه اول نوشته ميشود.
به گفته قشمي، تمامي محضرهاي كشور هر 15روز يكبار اطلاعات وقايع طلاق و ازدواج را به ادارات ثبت احوال اعلام ميكنند و با به روز بودن اين اطلاعات، امكان چنين تخلفي وجود ندارد.
قشمي حتي تاكيد ميكند شايد در گذشته مواردي اينچنيني بوده، اما با صدور كارت ملي و تطابق شماره سريال شناسنامه با كد ملي هر شخص، امكان سوءاستفاده يا درج نشدن وقايع ازدواج يا طلاق وجود ندارد.
قانون وارد عمل شود
ثبت و عدم ثبت ازدواج در قانون 1310 پيشبيني شده كه مجددا در قانون سال 75 هم آن را پيشبيني كردهاند كه براي عدم ثبت ازدواج دائم مجازات كيفري پيشبيني شده بود.
زهره ارزني، حقوقدان با اشاره به اين قوانين ميگويد: قانون مجازات اسلامي نيز ناظر بر ازدواجهاي دائمي است نه موقت؛ چرا كه از نظر قانوني ازدواجموقت نياز به ثبت ندارد. البته معمولا كساني كه براي به جا آوردن نكاح به دفتر ازدواج مراجعه ميكنند آن را ثبت ميكنند، اما اين كار الزامي نيست.ارزني ادامه ميدهد: الان با وجود اينكه مجازات كيفري برداشته شده، مرد بايد اجازه همسر اول يا دادگاه را داشته باشد كه عموما بسياري از افراد اين كار را انجام نميدهند.
او معتقد است: اگر سردفتري بدون اجازه همسر اول يا دادگاه، عقد مجدد به جا بياورد، از آنجا كه بجز تخلف انتظامي كانون سردفتران هيچ مجازات ديگري براي آنها در نظر گرفته نشده، طبيعتا بسياري از ازدواجهاي مجدد نيز ممكن است بدون اجازه همسر اول يا دادگاه صورت پذيرد.
به گفته ارزني، امروزه ميخواهند با رايانهاي كردن شبكه گسترده ثبت احوال، كنترل بيشتري بر اخذ شناسنامه المثني داشته باشند؛ چرا كه بسياري از افراد با گرفتن شناسنامه المثني اقدام به ازدواج مجدد ميكنند و سردفتران هم متوجه نميشوند. پس ثبت احوال بايد چارهاي بينديشد كه تمام موارد ازدواج و طلاق افراد حتي اگر مجددا شناسنامه گرفتند، قيد شود.
او ادامه ميدهد: با رايانهاي شدن سازمان ثبت احوال، حتما از كساني كه شناسنامه المثني برايشان صادر ميشود تعهدي نيز گرفته ميشود كه قبلا ازدواج نكرده باشند كه اگر خلاف آن ثابت شود مجازات و جريمه نقدي دارد؛ همچنين بسياري از سردفتران وسوسه ميشوند با گرفتن مبالغ بالا، ازدواج دوم را به ثبت برسانند.
زهره ارزني با اشاره به قانون حمايت خانواده مصوب سال 1353، ميگويد: طبق اين قانون اگر مردي بدون اجازه همسرش يا دادگاه، زني را عقد ميكرد، براي شوهر، عاقد و همسر دوم كه از متاهل بودن مرد آگاه بود مجازات كيفري وجود داشت كه در سال 63 شوراي نگهبان مجازات كيفري آنها را غيرشرعي اعلام كرد.
به گفته او، اگر مردان همسر دوم بگيرند مجازاتي ندارد و فقط همسر اول حق طلاق پيدا ميكند كه چه بسا مرد هم راضي باشد زن اول طلاق بگيرد؛ پس بهتر بود مجازات كيفري اين ماده باقي ميماند تا حداقل نظارتي روي آن صورت ميگرفت.
مبالغ صدور شناسنامه و كارت ملي المثني
نمايندگان مجلس با اصلاح ماده 60 قانون تنظيم بخشي از مقررات مالي دولت، مبالغ صدور شناسنامه و كارت شناسايي و كارت شناسايي ملي المثني در نوبتهاي مختلف را تعيين كردند.
بر اساس اين مصوبه، سازمان ثبت احوال كشور موظف شد به ازاي صدور شناسنامه و كارت شناسايي ملي المثني نوبت اول يكصد هزار ريال و براي نوبت دوم و نوبتهاي بعدي 200 هزار ريال و صدور كارت شناسايي ملي 2500 ريال دريافت و به حساب درآمدهاي عمومي (نزد خزانهداري كلي) واريز كند.همچنين اين سازمان موظف شد به ازاي صدور شناسنامه رايانهاي 20 هزار ريال، صدور گواهي فوت 10 هزار ريال، صدور گواهي مشخصات و اعلام شماره ملي 10 هزار ريال و صدور يا تعويض گواهي ولادت اتباع خارجه 50 هزار ريال دريافت كند.همچنين مجلس مقرر كرد در صورت از بين رفتن هر يك از مدارك و اسناد مزبور به علت وقوع حوادث غيرمترقبه از قبيل سيل يا زلزله، با تاييد مراجع ذيصلاح بابت صدور مجدد وجهي از متقاضيان دريافت نخواهد شد.
مدارك مورد نياز
با مراجعه به ادارات ثبت احوال يا سايتهاي مربوط ميتوانيد شرايط دريافت شناسنامه المثني را ببينيد. بر اساس اعلام سازمان ثبت احوال، اشخاص 18 سال به بالا،افراد كمتر از 18 سال در صورتي كه داراي حكم رشد باشند، پدر يا جد پدري با ارائه شناسنامه خود براي فرزندان كمتر از 18 سال، مادر تا زماني كه در قيد زوجيت پدرصاحب شناسنامه (فرد كمتر از 18 سال) باشد، با ارائه شناسنامه خود و سرپرست قانوني (قيم، امين، وصي) براي افراد صغير و محجور با ارائه مدارك مستند كه سمت او احراز شده باشد، ميتوانند شناسنامه المثني بگيرند.
در صورت داشتن هر يك از اين شرايط با توجه به موارد زير ميتوانيد براي درخواست شناسنامه المثني اقدام كنيد.
- دريافت فرم استشهاديه از ادارات ثبت احوال سراسر كشور.
- تكميل فرم استشهاديه مذكور و تصديق امضاي يكي از گواهان در دفترخانه اسناد رسمي.
- عكس 4*3 تمام رخ جديد با درج مشخصات سجلي (نام، نام خانوادگي، شماره شناسنامه، تاريخ تولد، محل صدور) در ظهر آن براي اشخاص 15 سال به بالا.
- اصل و تصوير مدارك عكسدار (از قبيل؛ گذرنامه، كارت پايان خدمت وظيفه عمومي يا معافيت گواهينامه رانندگي، كارنامه عكسدار دورههاي تحصيلي راهنمايي به بالا، معرفينامه عكسدار محصلان از سوي مدرسهاي كه مشغول تحصيل هستند يا كارت شناسايي عكسدار كاركنان دواير دولتي با ذكر مشخصات سجلي) الزامي است.
ضمنا پس از تطبيق اصل و تصوير مدارك معتبر ياد شده، اصل مدارك مسترد ميگردد. چنانچه صاحب شناسنامه فاقد هريك از مدارك مذكور باشد از طريق معرفي وي به نيروهاي انتظامي، درخواست تأييد عكس خواهد شد.
در صورت تأهل، ارائه اصل و تصوير مدارك مربوط به ازدواج، شناسنامه فرزندان يا طلاق كه پس از تطبيق اصل مدرك مسترد ميشود.

چند
سال است كه براي اين كار تمرين كرده است. اما چقدر سخت است وقتي كه
ميداند ديگر تا چند لحظه ديگر نيست و از صفحه روزگار محو ميشود. راستي
خانوادهاش به ياد او ميافتند؟ حتما ميافتند اما اگر فراموشش هم بكنند
ديگر به حالش فرقي نميكند. وقتي او نيست چه تفاوتي دارد كه دنيا چه رنگي
باشد. همه اينها در چند ثانيه از ذهنش ميگذرد. سربازهاي همراهش او را به
جلو ميكشند.
نميخواهد برود اما چارهاي نيست بايد سرنوشت را قبول
كند. خاطرات مقابل چشمش رژه ميروند ياد روزي ميافتد كه با دوستش درگير
شد اول خيلي آرام اما بعد خيلي عصبي. اي كاش هيچ وقت به ديدن دوستش
نميرفت، اي كاش هيچ وقت جر و بحث نميكرد اي كاش عصباني نميشد، اي كاش
دست روي او بلند نميكرد، اي كاش او نميمرد. ولي حالا همه چيز تمام شده
است حتي عمر او.
او حال خودش را نميفهمد. چشمش بسختي جايي را ميبيند. ولي انگار كسي از آن گوشه به او چشم دوخته است. چشمش را تنگ و گشاد ميكند. مثل اينكه درست ديده است. مادر رضا همان دوستش است كه به خاطر اشتباه او زير خروارها خاك خوابيده است. او هم آمده تا دست و پا زدنهاي او را ببيند تا شايد سوز دلش كمي خنك شود. نه شايد هم از مرگ او خوشحال نشود، آخر اشكي گوشه چشم هايش خشكيده است.
ديگر نميتواند مادر دوستش را نگاه كند. چشمش را پايين مياندازد و به راه ميافتد. حالا ديگر چوبه دار خودش را نشان ميدهد. فكرش را هم نميكرد كه دار آنقدر بلند و ترسناك باشد. راستي طنابش چقدر وهمآور است. وقتي آن را دور گردنش بيندازند و سرباز صندلي زير پايش را هل بدهد، ديگر همه چيز تمام ميشود.
حالا بدنش سردتر شده است. انگار به يكباره بدنش از انرژي خالي شده است. اما پلهها را بالا ميرود. چشم ميچرخاند. از اقوام خودش كسي نيست. آخر او خودش خواسته است كسي نيايد. دوست ندارد كسي دست و پا زدن هايش را ببيند. دوباره نگاهي به مادر رضا مياندازد. انگار خشمش فروكش كرده است. مثل اين است كه به او لبخند هم ميزند. ولي باور كردني نيست شايد دچار توهم شده است.
از صندلي بالا ميرود در دلش بسمالله ميگويد. خيلي ميترسد. بيشتر از آن چيزي كه فكرش را ميكرد. حتي در كابوسهايش هم اينقدر نترسيده بود. طناب زبر دار گردنش را لمس ميكند. چه طنابي! آنقدر محكم به هم بافته شده است تا راه فراري نداشته باشد. دوباره نام خدا را ميبرد. ديگر آرزويي ندارد. يعني فرصتش را هم ندارد. تا چند لحظه ديگر كارش تمام ميشود راستي زير قبر بايد چكار كند. به خدا بايد چه بگويد؟
صندلي از زير پايش رها ميشود و او در هوا غوطه ميخورد. حال خودش را نميفهمد. ولي انگار مردن آنقدرها هم ترسناك نيست. فقط مرگ با طناب كمي درد دارد. حالا دمپايي هايش از پاهايش ميافتند يكي يكي. ديگر جاني برايش نمانده، ولي مثل اينكه كسي پايش را دودستي چسبيده است و به او براي زنده ماندن كمك ميكند. حالا دستها بيشتر ميشو د و او راحتتر نفس ميكشد ولي هنوز منگ است.
چند نفري دوان دوان ميآيند و او را پايين ميآورند. باورش نميشود كه هنوز زنده است براي همين اين را از سرباز كنار دستش ميپرسد. اما همه باهم صلوات ميفرستند و كسي صداي او را نميشنود. حالا مادر دوستش تا كنار دار آمده است و ميگريد او حميد را بخشيده است، ولي فقط ميخواسته او بفهمد كه پسرش وقتي ميمرده چه احساسي داشته است. مادر نگاه مهربانش را به او دوخته و همچنان ميگريد. انگار يكي از خوابهاي چند سال پيشش تعبير شده است.
فقط خدا ميداند كسي كه مرگش را در چند قدمياش ميبيند چه احساسي دارد. شايد حالتي ميان ماندن و رفتن درست مثل وقتي كه ديرت شده و ميداني ديگر وقتي برايت نمانده است. درست مثل لحظاتي كه فكر ميكني هيچ فرصتي نيست و همه آرزوهايت معطل مانده است. كساني كه در چنين شرايطي قرار ميگيرند، حتما احساسات تلختري را هم تجربه ميكنند. همان حالاتي كه كسي كه كنار گود نشسته است نميتواند آن را درك كند ولي شايد شيرينترين و احساسيترين لحظهاي كه هر اعدامي ميتواند با آن روبهرو شود، بخشش و عطوفتي باشد كه خانواده مقتول نثار قاتل ميكند. همان هديهاي كه البته نصيب هر كسي هم نميشود.
سالهاست برخي از كساني كه در اثر يك اتفاق عزيزي را از دست دادهاند، پا روي حس انتقامگيري خود ميگذارند و با غلبه بر نفس خويش كسي را كه ميدانند عضوي از خانوادهشان را به مرگي زود هنگام محكوم كرده است، ميبخشند. البته چنين تصميمگيري كردن از دست هر كسي بر نميآيد چرا كه بيشتر خانوادههاي مقتولان تنها يك واژه را ميشناسند؛ قصاص همان حقي كه خداوند به آنان داده و قانون نيز بر آن صحه گذاشته است.
ولي به هر حال هستند كساني كه ميدانند اگر عزيزشان را از دست دادهاند، ديگر راهي براي بازگشتن او وجود ندارد. پس با توسل به عفو و گذشت از خون قاتل ميگذرند و به انتظار صبري مينشينند كه ميگويند خداوند به همه آدمها ميدهد. البته اين يك واقعيت است كه هر قاتلي صلاحيت بخشيده شدن ندارد. چرا كه آزاد شدن او در اجتماع فقط جان ديگران را تهديد ميكند. اما به نظر ميرسد آناني كه فقط از روي اشتباه و اينكه نتوانستهاند عصبانيت خود را كنترل كنند و دست به قتلي زدهاند كه بلافاصله از آن پشيمان شدهاند ميتوانند مورد بخشش قرار گيرند؛ همان اتفاقي كه بارها براي برخي قاتلان ناخواسته اتفاق افتاده است.
چند نمونه
ارديبهشت سال 88 به نيمه رسيده است. قرار است صبح سهشنبه 10 محكوم به اعدام در صف مرگ قرار بگيرند. قرعه به نام زني به نام زينب افتاده است و بايد جلوتر از محكومان ديگر پاي چوبه دار برود. او محكوم به قتل شوهرش است و خانواده مقتول در خواست قصاص كردهاند و با اجراي حكم او نيز از دنيا ميرود. دومين اعدامي جواني به نام حسين است كه محكوم به قتل همسايه 80 سالهاش شده است. خانواده مقتول نيز درخواست قصاص دادهاند و از حرفشان برنميگردند، پس او نيز سرنوشتش با چوبه دار تمام ميشود. پس از اين دو نفر ديگر هم اعدام ميشوند. اما سرنوشت 6 محكوم ديگر ختم به خير ميشود.
در آن روز اين 6 تن توانستند در دقايق آخر از اولياي دم مهلت بگيرند و به سلولهايشان بازگردند. اين در حالي است كه پيش از اين تاريخ دو محكوم ديگر به نامهاي صفر و امير نيز در فهرست اعداميها قرار داشتند اما يك روز قبل از اجراي حكم با دستور رئيس قوه قضاييه از فهرست اعداميها خارج شدند تا بتوانند رضايت اولياي دم را جلب كنند. صفر و امير در حوادثي جداگانه در دوران نوجواني مرتكب قتل شده بودند و هر دو اعلام كردهاند هرگز قصد آدمكشي نداشتهاند.
اين در حالي است كه مشابه اين اتفاقات در پاييز سال 87 نيز اتفاق افتاد. در آبان ماه اين سال جواني كه دوست برادرش را كه ميدانست او را به انحراف ميكشاند بدون قصد قبلي كشته بود، پس از حاضر شدن پاي چوبهدار مورد بخشش اولياي دم قرار گرفت به شرط آن كه قاتل دست به ساخت يك درمانگاه خيريه بزند.
در ماجرايي ديگر با پاياني مشابه، مادري پس از 8 سال از وقوع جنايت، قاتل فرزندش را عفو كرد تا سرانجامي خوش را بر پايان يك جريان ثبت كند. در واقع بخشش و عفو محكومان به قصاص از آن دست خبرهاي خوشي است كه هر از گاه در صفحات حوادث روزنامهها درج ميشود تا نشان بدهد هنوز آدمهايي هستند كه با درك شرايط پيش آمده براي مقتول قادرند از خون عزيزشان بگذرند.
البته تجربه نشان داده است بيشتر قاتلان بخشوده شده آناني هستند كه در پي يك اتفاق و بدون نقشه قبلي مرتكب قتل شده و از عمل خود بارها ابراز پشيماني كردهاند. در واقع اگر چه قصاص حق مسلم اولياي دم است، اما از لحاظ اخلاقي چنين توصيه ميشود تا خانوادههايي كه عضوي از خود را در ماجرايي ناخواسته از دست دادهاند بهتر است ميان قاتلان غير عمد با ساير مجرمان تفاوت قائل شوند.
به اين ترتيب بسياري از صاحبنظران از جمله قاضي كوه كمرهاي رئيس شعبه 74 دادگاه كيفري استان تهران معتقدند قصاص كردن فقط براي چند لحظه خشم و نفرت و اولياي دم را فرو مينشاند، در حالي كه بخشش و گذشت باعث احساس رضايت در آنها ميشود.
هياتهاي صلح و سازش، اميد نا اميدان
سابقه تلاش براي به صلح و سازش ختم كردن پروندههاي قتل به سالها قبل بر ميگردد يعني همان روندي كه در آن مسوولان در بخش اجراي احكام ميكوشند تا كساني كه دستشان به خون كسي آلوده شده است و حالا براي مرگ لحظه شماري ميكنند راه اميدي بازكنند تا شايد رافت اسلامي شامل حال آنان شود. البته تاكنون اين تلاشها به نتايج خوبي نيز رسيده به طوري كه چندي پيش جعفرزاده سرپرست دادسراي امورجنايي اعلام كرد در سال 87، 60 مورد از پروندههاي قصاص به صلح و سازش منتهي شده است.
اين چيزي است كه عصمتالله جابري داديار اجراي احكام دادسراي امور جنايي نيز آن را تاييد ميكند. او در گفتگو با جامجم البته تاكيد ميكند كه تشكيلاتي با عنوان هياتهاي صلح و سازش به صورت سازمان يافته وجود ندارد، ولي دفتر اجراي احكام دادسراي امور جنايي سالهاست براي برقراي صلح ميان خانوادههاي قاتل و مقتول در تلاش است.
جابري البته تلاشهاي صورت گرفته در اين رابطه را در دوران رياست آيتالله شاهرودي بيش از زمانهاي پيش از آن ميداند و ميگويد: در سال گذشته بيش از 50 پرونده قتل با تلاش دفتر اجراي احكام به صلح و سازش منتهي شد كه اين رقم براي سه ماهه نخست سال 88 تاكنون 13 پرونده بوده است. البته اين آمار تنها مربوط به پروندههايي است كه به مرحله اجراي حكم رسيدهاند چرا كه بسياري از پروندهها بدون آن كه به اين مرحله برسد به صلح و سازش و عفو محكومان منتهي ميشود.
وي در توضيح اينكه تلاش براي برقراري صلح و سازش شامل حال كدام يك از پروندههاي قتل ميشود ادامه ميدهد: ما ميكوشيم با توجه به تاكيد اسلام مبني بر روي آوردن افراد به بخشش و گذشت با تمام اولياي دم صحبت كنيم و آنها را براي بخشش قاتل ترغيب كنيم كه پس از اين تلاشها عدهاي در ازاي دريافت ديه و عدهاي تنها با توكل بر خدا و بدون چشمداشتي از قاتلان ميگذرند. اين در حالي است كه ما تمام تلاش خود را معطوف آن دسته از پروندههايي ميكنيم كه قتل از پيش تعيين شده نبوده و تنها يك اتفاق آن را رقم زده است.
احتمال تكرار جرم، آري يا خير
اما سوال اينجاست، اگر چه بخشيدن و مورد عفو قرار دادن ديگران از فضايل اخلاقي است، اما آيا اين امكان وجود ندارد كه قاتل بخشيده شده بار ديگر در زندگياش دست به جنايتي ديگر بزند ؟ البته به نظر ميرسد آناني كه سالها در انتظار مرگ نشستهاند و روزهاي در حبس را با كابوس مردن گذراندهاند بويژه آناني كه در اثر يك حادثه كسي را كشتهاند پس از مورد عفو قرار گرفتن ديگر به سراغ اين قبيل كارها حتي درگيري با ديگران نروند. زيرا كسي كه ذاتا قاتل نيست و از كردهاش پشيمان است، بعيد است دوباره دست به كاري مشابه بزند و حوادث تلخ و سنگين گذشته را بار ديگر تكرار كند. اين همان چيزي است كه جابري نيز آن را تاييد ميكند.
او ميگويد: در طول سالهايي كه در بخش اجراي احكام فعاليت كردهام، حتي يك مورد وجود نداشته است كه به رضايت اولياي دم منجر شده باشد ولي بعد از آن قاتل بخشيده شده دوباره دست به جنايتي تازه بزند. در واقع بيشتر كساني كه پرونده شان به صلح و سازش ميانجامد، كساني هستند كه به هيچ وجه قصد انجام جنايت نداشته اند و حتي گمان اين كه درگيري شان به قتل منجر شود را نيز نداشتهاند. به همين سبب به نظر ميرسد ميتوان به طور قطع گفت، اين افراد پس از بخشيده شدن ديگر گرد اين كارها نميگردند.
بخشيدن را بياموزيم
اما با وجود تمام اين بحثها چيزي كه بايد مورد توجه قرار گيرد، پرورش روحيه عفو وبخشش در جامعه است. البته آناني كه گرفتار پروندهاي جنايي نشده و عزيزي را از دست ندادهاند، هرگز نميتوانند براي خانوادههاي درگير در اين مساله نسخه بپيچند و از آنان بخواهند خيلي راحت همه سختيها و درد فقدان را فراموش كنند و دست به عفو كسي بزنند كه مسبب تمام مصائب آنان بوده است ولي توصيهاي كه از سوي مسوولان و صاحبنظران ارائه ميشود، بر اين اصل استوار شده كه بخشيدن ديگران لازمه زندگي اجتماعي است به طوري كه بدون آن زندگي فرآيندي سراسر انتقام است.
به اين ترتيب گفته ميشود در مرحله نخست در فرآيند بخشش بايد به آموزههاي ديني متوسل شد. پس بالطبع كساني كه اعتقادات قوي مذهبي دارند ميتوانند راحت تر از خون ديگران بگذرند و يك فاجعه را با سرانجامي خوش به پايان ببرند. اما نكته قابل توجه ديگر آن است كه بخشش ديگران بايد به مردم آموخته شود و اين كار بايد از خانوادهها شروع شود، اما تنها پدر و مادرهايي ميتوانند اين فضيلت اخلاقي را به بچهها آموزش دهند كه خود قبلا آن را آموخته باشند.
در اين ميان آنچه مانع بخشيده شدن برخي از مقتولان از سوي اولياي دم ميشود، اين باور است كه بخشيدن قاتل باعث پايمال شدن خون مقتول ميشود و مقدمات سرزنش اطرافيان فراهم ميشود. در حالي كه اگر كسي با درايت به فرآيند بخشش توجه كند، چنين مسائلي پيش رويش رنگ ميبازد. اين همان چيزي است كه جابري، داديار اجراي احكام نيز آن را تاييد ميكند و معتقد است آناني كه قاتل عزيز خود را ميبخشند، بيشتر از آناني كه تقاضاي قصاص دارند احساس آرامش خيال ميكنند.
البته كساني هم هستند كه تنها با شرط دريافت ديه به همراه مبالغ سنگين ديگر حاضر به بخشش قاتل ميشوند. شايد در نگاه بعضيها اين نوعي كاسبي باشد، ولي به هر حال اين حقي است كه براي اولياي دم به رسميت شناخته شده است ولي همه ما بايد بدانيم اگر روحيه بخشش در جامعه تقويت ميشد، شايد هرگز قتل ناخواستهاي رخ نميداد. چنانچه اگر قاتل نيز مقتول را ميبخشيد و قدري كوتاه ميآمد، شايد هرگز خون كسي به دستش بر زمين ريخته نميشد.

درست
است كه هر سه بازيكن، مهرههاي ارزشمندي براي تيم ملي محسوب ميشدند و حتي
پيدا كردن جانشينان مناسب براي آنها خيلي هم كار سادهاي نيست، اما اگر به
سن و سال اين بازيكنان توجه كنيم، به اين نتيجه ميرسيم كه آنها تصميم
درستي گرفتند و بايد از اين سه بازيكن باتجربه به خاطر سالها حضورشان در
تيم ملي و خداحافظي بموقع تقدير كرد.
در واقع تيم ملي ايران در
سالهاي گذشته به دفعات از كنارنرفتن برخي مليپوشانش و اصرار آنها به
بازي در سنين بالا متضرر شده بود، اما كريمي، مهدويكيا و هاشميان ثابت
كردند درك صحيحي از شرايط خودشان و تيم ملي دارند. هر سه بازيكن بالاي 30
سال دارند و به احتمال فراوان در جام جهاني 2014 به طور كامل كفشهايشان
را آويختهاند، پس بهتر ديدند كه پس از حذف تيم ملي كنار بروند و به
سرمربي تيمملي اجازه دهند كه يك تيم جديد براي ديدارهاي مقدماتي جام
جهاني 2014 بسازد.
اين نكتهاي بود كه آنها روي آن تاكيد داشتند و اعلام كردند كه از تيم ملي كنار ميروند تا جاي خود را به جوانترها بدهند. در زندگي يك ورزشكار، انتخاب درست زمان خداحافظي اهميت ويژهاي دارد، بودند ستارههايي كه در اين زمينه خوب عمل نكردند و با حضور بيش از ظرفيتشان در زمين مسابقه به شكوه و افتخارات خود لطمه زدند. اما بد نيست نگاه كوتاهي به دوران بازي كريمي، مهدويكيا و هاشميان در تيم ملي داشته باشيم؛ بازيكناني كه از اولين بازي مليشان بيش از 10 سال است كه ميگذرد.
مهدي مهدويكيا
مهدويكيا اولين بازي ملي خود را سال 1375 و در جام ملتهاي آسيا انجام داد. او در اين 13 سال همواره يكي از مهرههاي ثابت تيم ملي بود و در 111 بازي براي تيم ملي به ميدان رفت و 13 گل زد. البته حضور مهدويكيا در آلمان موجب شد او ديدارهاي ملي زيادي را از دست دهد. حضور در دو جام جهاني و 4 بار حضور در جام ملتهاي آسيا در كارنامه اين بازيكن ديده ميشود. بازيهاي خوب مهدويكيا در جام جهاني 1998 و جام ملتهاي 2004 اوج كار اين بازيكن در تيم ملي بود. ضمن اينكه او همراه تيم ملي قهرماني در بازيهاي آسيايي را هم تجربه كرده است. مهدويكيا در سال 2003 مرد سال آسيا شد. مهدويكيا در 19سالگي وارد تيم ملي شد و در 32 سالگي خداحافظي كرد.
علي كريمي
كريمي تكنيكي از سال 1377 وارد تيم ملي شد، او هم مثل مهدويكيا 111 بار براي ايران بازي كرد و 36 بار هم موفق به گلزني شد. بايد به بازيهاي فوقالعاده كريمي در جام ملتهاي آسيا در سال 2004 اشاره كرد، او در همان سال مردسال آسيا هم شد. كريمي امسال در بازگشت مجددش به تيم ملي يك گل سرنوشتساز مقابل امارات به ثمر رساند تا اميدهاي ايران همچنان زنده باقي بماند. مطمئنا طرفداران تيم ملي افسوس ميخورند كه چرا پيش از اين از كريمي بيشتر در تيم ملي استفاده نشد. شايد اگر اين اتفاق ميافتاد، الان ايران هم يكي از مسافران آفريقاي جنوبي بود. كريمي هم سابقه قهرماني در بازيهاي آسيايي را دارد. كريمي هماكنون 31سال دارد، البته با توجه به قابليتهاي اين بازيكن خيليها معتقدند او اين توانايي را دارد كه همچنان براي تيم ملي بازي كند، اما خودش چنين نظري ندارد.
وحيد هاشميان
اين مهاجم كار خود را در تيم ملي از سال 1377 و بازيهاي آسيايي 1998 شروع كرد و در همان بازيها هم قهرماني را جشن گرفت. هاشميان در 11 سال 49 بار براي تيمملي به ميدان رفت و 13 گل به ثمر رساند. علت اينكه بازيهاي ملي هاشميان خيلي زياد نيست، اين است كه اين بازيكن نزديك به 4 سال به علت پارهاي از مشكلات و اختلافات از تيم ملي دور ماند. هاشميان ميتوانست دوران بيشتري در تيم ملي داشته باشد، اما در مقاطعي با كملطفيهايي روبهرو شد. او حضور در جام جهاني 2006 و دو جام ملتهاي آسيا در سالهاي 2000 و 2007 را تجربه كرد. وحيد در 33 سالگي با تيم ملي خداحافظي كرد.

سيد رضا کسايي زاده در گفتگو با مهر در خصوص آخرين جزئيات فرمول قيمت گاز وارداتي از ترکمنستان، گفت: در مذاکراتي که روز گذشته در عشق آباد در رابطه با بحث نرخ خريد گاز انجام گرفت، 2 طرف بر روي يک فرمول جديد براي بهاي فروش گاز به توافق رسيدند.
وي با اشاره به اينکه در اين نشست 2 طرف بر روي واردات بلند مدت گاز بر اساس يک فرمول جديد به توافق رسيده اند، تصريح کرد: بر اساس توافقهاي صورت گرفته فرمول واردات گاز از ترکمنستان هر 3 سال يکبار مورد بازنگري قرار مي گيرد.
به گفته كسايي زاده از ابتداي جولاي 2009 قيمت جديد گاز براساس فرمولي وابسته به فرآورده هاي نفتي شامل قيمت گازوئيل، نفت کوره کم سولفور و پرسولفور تعيين مي شود.
افزايش 6 ميليارد متر مکعبي گاز وارداتي از ترکمنستان
کسايي زاده از توافق 2 طرف براي افزايش 6 ميليارد متر مکعبي گاز وارداتي از ترکمنستان خبر داد و يادآور شد: با اين افزايش حجم، ميزان واردات گاز طبيعي ايران از ترکمنستان در مجموع به 14 ميليارد متر مکعب افزايش يافته است.
به گفته وي ميزان افزايش حجم گاز وارداتي از اين همسايه شمالي کشور قرار است از محل توليد ميدان گازي دولت آباد تامين مي شود.
کاهش چشمگير قيمت گاز وارداتي
مديرعامل شرکت ملي صادرات گاز ايران اعلام کرد: بهاي گاز وارداتي از ترکمنستان با توجه به کاهش شديد بهاي نفت خام و فرآورده هاي نفتي، کاهش چشمگيري يافته است.
با اين حال كسايي زاده از اعلام نرخ نهايي واردات گاز ايران از ترکمنستان خود داري کرد.
کسايي زاده در پاسخ به اين سئوال که آيا با توجه به اعلام آمادگي ترکمنستان براي پيوستن به خط لوله نابوکو مذاکراتي در نشست عشق آباد براي ترانزيت گاز اين کشور به اروپا انجام گرفته است، تبيين کرد: ترانزيت گاز ترکمنستان از مسير ايران محور مذاکرات روز گذشته نبود، اما در صورت تمايل ايران آمادگي انتقال و ترانزيت گاز اين کشور را به ساير خريداران دارد.
مديرعامل شرکت ملي صادرات گاز از ايران به عنوان اقتصادي ترين مسير براي ترانزيت گاز ترکمنستان و ساير کشورهاي اين منطقه ياد کرد و گفت: بدون شک ساير مسير احتمالي در مقايسه با ايران از توجيه اقتصادي کمتري برخوردارند.
وي در پايان از ساخت خط لوله اي جديد ميان 2 کشور خبرداد و تصريح کرد: با ساخت اين خط لوله، گاز ميدان دولت آباد ترکمنستان در منطقه سرخس، به شبکه ملي گاز ايران منتقل خواهد شد.
واردات گاز طبيعي ايران از ترکمنستان از سال 1374 و به دنبال انعقاد قراردادي 25ساله آغاز شد.
بر اين اساس ترکمنستان در قالب اين قرارداد متعهد شد تا صدور گاز به ايران را با قيمت ثابت و به تدريج تا سقف سالانه 8 ميليارد متر مکعب افزايش دهد، ضمن آن که در سال 2007 ميلادي نيز متعهد شد سالانه 14 ميليارد متر مکعب گاز به کشورمان تحويل دهد.
تاکنون اين حجم صدور گاز با ساخت خط لوله انتقال گاز ترکمنستان به ايران موسوم به "کربجه – کردکوي" به طول 200 کيلومتر انجام شده است.
بر اساس قرارداد ايران و ترکمنستان، کربجه به عنوان نقطه آغاز طرح در خاک ترکمنستان و کردکوي نيز به عنوان نقطه تحويل گاز در خاک ايران مشخص شد؛ به اين ترتيب واردات گاز ايران از ترکمنستان از سال 1376 آغاز شد و به تدريج تا سال 1379 به 3/3 ميليارد مترمکعب و در سال هاي اخير به بيش از 6 ميليارد مترمکعب افزايش يافته است.

جام جم
واردات قطعات چيني، ضربه به قطعه سازان خودرو
پيشنهاد 6 ماده اي محسن رضايي براي حل اختلاف
جوانان ايران بر بام کشتي آسيا
اعتماد ملي
انتقاد مراجع از سکوت دولت در برابر سرکوب مسلمانان چين
نماينده حامي احمدي نژاد: حقوق نمايندگاني که دولت را مشروع نمي دانند حرام است
فرماندار فيروزآباد از استاندار فارس خواست؛ تامين هزينه اعزام استقبال کنندگان احمدي نژاد به شيراز
ايران
استقبال از تغييرات کابينه
ثبت نام حج تمتع تا پايان تيرماه تمديد شد
سازمان بازنشستگي کشوري: بازنشستگان مستاجر وديعه مسکن مي گيرند
مدير انرژي ستاد مديريت سوخت اعلام کرد: کاهش 20 ليتر از سهميه بنزين پائيز و زمستان
ابرار
آيت الله مکارم شيرازي: روابط دوستانه با چين، دليلي براي سکوت در مقابل سرکوب مسلمانان نيست
سولانا: سازمان ملل کشور فلسطين را به رسميت بشناسد
آيت الله صافي گلپايگاني: وزارت امور خارجه بايد در برابر کشتار مسلمانان چين موضع گيري کند
ابتکار
فيروزآبادي و رضايي دست به قلم شدند؛ نامه دو سردار درباره حوادث بعد از انتخابات
بازگشت ديپلمات هاي آزاد شده ايراني به کشور
هاشمي اين هفته در نماز جمعه
ضمن کاهش قدرت خريد مردم؛ جهش صعودي تورم آرام گرفت
اطلاعات
پيشنهادهاي بخش خصوصي براي توسعه صادرات غيرنفتي
تيم ملي کشتي آزاد جوانان، قهرمان آسيا شد
سفر افراد بالاي 65 سال به عمره مفرده ممنوع شد
تفاهم
پيشنهاد دبير اتاق بازرگاني تهران براي گشايش صادراتي: ارز آزاد شود
ابهام در توليد سومين خودروي ملي
جوان
عصبانيت مرد خاکستري اصلاحات از هاشمي رفسنجاني
مامور «سوروس» در ايران دستگير شد
رنجنامه رئيس ستاد کل نيروهاي مسلح؛ حافظان امنيت، در اغتشاشات اخير دست به اسلحه نشدند
جمهوري اسلامي
مراجع تقليد و جامعه مدرسين حوزه علميه قم؛ جهان اسلام از حقوق مسلمانان چين دفاع کند
ديپلمات هاي ايراني پس از 30 ماه اسارت به ميهن بازگشتند
اعطاي وام بدون بهره وزارت نفت به متقاضيان ساخت جايگاه عرضه بنزين
خبر
مرتضي نبوي: اميدوارم در دولت بعدي از هر دو جناح استفاده شود
اين جمعه، آخرين نماز جمعه هاشمي نيست
بانک ها نقدينگي را بلعيده اند؛ 2/2 ميليون تومان بدهي بانکي هر ايراني
خراسان
متکي براي حضور در نشست غيرمتعهدها به مصر رفت
صدور پروانه ساختماني براي يک چهارم متقاضيان معرفي شده مسکن مهر
مديرعامل شرکت آب و فاضلاب: آب مصرفي دستگاه هاي دولتي به قيمت تمام شده محاسبه مي شود
آفرينش
تاريخ و نحوه توزيع کارت آزمون کارداني فني و حرفه اي اعلام شد
متکي در مراسم بازگشت ديپلمات هاي ربوده شده از عراق اعلام کرد: پيگيري حقوقي موضوع ربوده شدن ديپلمات ها
نحوه دريافت هزينه پيامک در ماه اخير اعلام شد
سياست روز
راهي كه يك دولت كار آمد بايد برود
متکي: ربايش ديپلمات ها را پيگيري حقوقي مي کنيم
پايان مسابقات وزنه برداري قدرتي نابينايان و کم بينايان جهان؛ سرود قهرماني ملي پوشان ايراني در آمريکا
تشديد اختلاف دولت و ارتش انگليس
صداي عدالت
آيت الله هاشمي رفسنجاني اين هفته در نماز جمعه
نامه تند محسن رضايي از حوادث پس از انتخابات
عزت الله سحابي: موسوي، خاتمي و کروبي جبهه سياسي تشکيل دهند
اعتماد
نامه رئيس ستاد کل نيروهاي مسلح با عنوان «رنجنامه»؛ فرمانده متهم مي کند
پيشنهاد سحابي به رهبران اصلاحات: ميرحسين، خاتمي و کروبي جبهه سياسي تشکيل دهند
غلامحسين الهام در گفتگو با رجانيوز: معترضان دچار جنون شده اند
فرهنگ آشتي
مهدي چمران در راستاي اجرايي نشدن مصوبات شورا واکنش نشان داد؛ شهرداري تهران، صداي شورا را درآورد
از 18 تيرماه سال جاري؛ واگذاري سند سهام عدالت بازنشستگان فرهنگي آغاز شد
خودروي مديرعامل پرسپوليس به سرقت رفت
کيهان
متکي: آمريکا را تحت پيگرد قضايي قرار مي دهيم
براساس طرح جديد مشترکان پرمصرف آب جريمه مي شوند
بيانه گروه 8 يعني پذيرش نتيجه انتخابات ايران
همشهري
مراجع عظام و علما تاکيد کردند: ضرورت موضع گيري دولت در قبال سرکوب مسلمانان چين
معدل، آزمون ورودي و مصاحبه شرط نام نويسي است؛ بخشنامه ثبت نام مدارس اجرا نمي شود
سال آينده با توسعه مترو ممکن مي شود؛ از شرق تهران تا مهرشهر کرج فقط 45 دقيقه
هدف واقتصاد
از سوي کارگروه تحول اقتصادي صورت گرفت: تصويب تحول در نظام بانکي
رئيس کل گمرک خبر داد: کاهش 50 درصدي درآمد واردات خودرو
انحلال شرکت کارگزاري سهام عدالت
دنياي اقتصاد
بازار مسکن در آمار جديد؛ وزير مسکن خطاب به مردم: مسکن مهر را با اميدواري دنبال کنيد
بزرگترين قرارداد گازي آماده امضا شد؛ وزير انرژي ترکيه: ايران و روسيه مي توانند بعداً ملحق شوند
بيانيه محسن رضايي درباره مسايل انتخابات
سرمايه
بيانه هشدار محسن رضايي خطاب به مردم: ادامه وضعيت فعل ايران را به فروپاشي مي کشاند
توليدکنندگان ايراني قرباني ثبات نرخ ارز
آيات عظام صافي گلپايگاني و مکارم شيرازي بيانيه دادند؛ انتقاد مراجع از ديپلماسي سکوت ايران در قبال سرکوب مسلمانان در چين

بنا بر اين گزارش ، 29 فروردين امسال بود كه محصول جديد ايرانخودرو در آخرين روز مديرعاملي منوچهر منطقي، به عنوان خودرويي مدرن و البته نسبتا ارزان قيمت رونمايي شد تا ايرانخودرو بار ديگر اميدوارانه به بازار داخلي و بازارهاي بينالمللي نگاه كند، اما برخي بررسيها پس از روي كار آمدن مديرعامل جديد بيانگر آن است كه توليد «رانا» شايد چندان صرفه اقتصادي نداشته باشد.
آنگونه كه فارس گزارش داده است، مديران ارشد
ايرانخودرو از تام ايران خودرو خواستهاند در زمينه تامين تجهيزات خط
توليد رانا فعلا اقدامي انجام ندهد، در همين حال بيلبوردهاي تبليغاتي رانا
نيز از اطراف كارخانه ايران خودرو جمعآوري شده است.
عليرضا
محمدي، مدير پروژه رانا در اين مورد اظهار كرد: بازار خودرو و توليد
خودروهاي جديد داراي شرايط ديناميك و در حال تحول است. از اين رو با توجه
به اينكه تعريف پروژه رانا در مدتي قبل صورت گرفته بود، بهدليل تغيير
شرايط بازارهاي داخلي و خارجي، قرار شد بررسي مجدد امكانپذيري فني و
اقتصادي طرح با عنايت به شرايط جديد صورت گيرد.
به گفته وي، براي انجام بررسيهاي فني و اقتصادي طرح رانا حدود 2 ماه زمان لازم است و به اين ترتيب توليد اين خودرو كه قرار بود اواخر امسال آغاز شود با تاخير زماني روبهرو خواهد شد.
مدير پروژه رانا در خصوص ضرورت بررسي مجدد طرح توليد رانا گفت: هماكنون بررسي مجدد طرح توليد رانا از نظر خروجيهاي اقتصادي و تطابق فني پروژه با نيازمنديهاي جديد بازار در حال انجام است كه با اين بررسيها، پروژه با تعاريف اصلاح شده در مسير خود پيش خواهد رفت. محمدي در ادامه اظهار كرد: بررسيهاي انجام شده روي قيمت و تعريف ويژگيهاي محصول، آپشنها و بحث فني رانا صورت ميگيرد و اين موارد با زماني كه محصول در بازار عرضه خواهد شد، مطابقت داده ميشود.
محمدي با اشاره به ركود بازار جهاني خودرو اظهار كرد: قيمت خودرو و تقاضاي خريد تحت تاثير شرايط جهاني قرار گرفته كه اين امر يكي از دلايل بررسيهاي بيشتر در زمينه توليد راناست.
هرچند به گفته مدير پروژه رانا بررسيهاي فني و اقتصادي عامل اصلي تاخير در توليد راناست، ولي كارشناسان و مديران صنعت خودرو نظرات مختلفي در اين خصوص دارند كه شايد مهمترين آنها مشكلات مالي شركت ايران خودرو و وجود موانعي در تامين مالي پروژه رانا باشد.
به گفته كارشناسان، سرمايهگذاري اوليه مورد نياز براي توليد رانا حدود 300 ميليارد تومان است و اين در حالي است كه ايران خودرو با بدهي 2000 ميليارد توماني روبهروست.
يك مقام مسوول در وزارت صنايع در خصوص احتمال منتفي شدن توليد رانا گفت: اين اتفاق بهدليل مشكلات مالي ايران خودرو صورت گرفته، هرچند ممكن است توليد رانا با تاخير زماني انجام شود.

به
گزارش جامجم، عصر 20 تير امسال مردي با مركز فوريتهاي پليسي 110 تهران
تماس گرفت و عنوان كرد؛ يكي از ساكنان مجتمعشان با گوشي تلفن همراه از
همسر وي در حمام خانهاش فيلمبرداري كرده است.
پس از اين تماس،
ماموران كلانتري به يكي از محلههاي غرب تهران عزيمت و مرد همسايه را پيش
از فرار دستگير كردند و او را همراه زوج جوان براي تحقيقات لازم به
كلانتري انتقال دادند.
زن شاكي، در اظهاراتش به پليس گفت: هنگام عصر پس از بازگشت از محل كارم به حمام رفته بودم كه ناگهان چشمم به يك گوشي تلفن همراه در محفظه تهويه حمام افتاد كه شخصي با آن فيلمبرداري ميكرد.
با مشاهده آن وحشت كردم و جيغزنان از حمام بيرون آمدم.
قدرت راه رفتن نداشتم، به سختي خود را به گوشي تلفن خانه رساندم و پس از تماس با شوهرم، موضوع را به وي اطلاع دادم و از او خواستم به خانه بازگردد و زماني كه او به خانه آمد موضوع را به پليس اطلاع داد و به كمك ماموران مانع فرار مرد همسايه شديم. به دنبال اظهارات زن شاكي، متهم مرد همسايه مورد بازجويي قرار گرفت و هرگونه فيلمبرداري از زن همسايه را انكار كرد.
روز گذشته، متهم پرونده براي ادامه تحقيقات به شعبه ششم بازپرسي دادسراي عمومي و انقلاب ناحيه 5 تهران انتقال يافت و مورد تحقيقات قضايي قرار گرفت.
انكار متهم در دادسرا
متهم مرد همسايه در اظهاراتش به بازپرس يونسي گفت: گفتههاي شاكي را قبول ندارم و او دروغ ميگويد. من تازه از محل كارم به خانه آمده بودم كه همسرم با من تماس گرفت و گفت براي خريد بيرون رفته و تا دقايقي ديگر به خانه ميآيد.
5 دقيقه بعد كه به خانه بازگشت، صداي داد و فرياد همسايهها را شنيدم، گمان بردم دزد به خانه يكي از آنها آمده است. از آپارتمانم خارج شدم تا ببينم چه حادثهاي اتفاق افتاده كه زن همسايه شاكي فرياد زد، او همان مرد است، او را بگيريد كه ماموران مرا در راهپلههاي خانه دستگير كردند.
بنابر اين گزارش، به دنبال انكار متهم پرونده، او با قرار قانوني از سوي يونسي بازپرس شعبه ششم دادسراي عمومي و انقلاب ناحيه 5 تهران، روانه زندان شد تا تحقيقات تكميلي از وي صورت گيرد تا راز اين اتهام سياه فاش شود و ماموران به بررسي گوشي تلفن همراه متهم پرداختند تا معلوم شود وي تاكنون فيلمهايي از زن شاكي تهيه كرده است يا نه.

به گزارش شبکه تلويزيوني العربيه، اين توفان عظيم شن در حال حرکت از عراق به طرف ديگر کشورهاي خاورميانه است. سازمان هاي هواشناسي هشدار داده اند که اين توفان ميلياردها تن خاک را با خود حمل مي کند.
تصاوير گرفته شده توسط سازمان فضايي آمريکا (ناسا) بيانگر حرکت توفان عظيمي از شن است که ميلياردها تن گرد و غبار را حمل مي کند و انتظار مي رود که در روزهاي آينده مناطقي از عربستان سعودي و ايران را فرا گيرد.
کارشناسان پيش بيني مي کنند توفاني که از عراق آغاز شده است مناطق مجاور اين کشور مانند عربستان و ايران را به مدت يک هفته تحت تاثير قرار خواهد داد.
دخترجوانی از مکزیک برای یک مأموریت اداری چندماهه به آرژانتین منتقل شد.
پس از دوماه، نامه ای از نامزد مکزیکی خود دریافت می کند به این مضمون:
لورای عزیز، متأسفانه دیگر نمی توانم به این رابطه از راه دور ادامه بدهم
و باید بگویم که دراین مدت ده بار به توخیانت کرده ام !!!
ومی دانم که نه تو و نه من شایسته این وضع نیستیم.
من را ببخش و عکسی که به تو داده بودم برایم پس بفرست
باعشق : روبرت
دخترجوان رنجیـده خاطر از رفتار مرد،
از همه همکاران و دوستانش می خواهد که عکسی از نامزد،
برادر، پسرعمو، پسردایی ... خودشان به او قرض بدهند
و همه آن عکسها را که کلی بودند با عکس روبرت، نامزد بی وفایش،
در یک پاکت گذاشته و همراه با یادداشتی برایش پست می کند،
به این مضمون:
روبرت عزیز، مرا ببخش، اما هر چه فکر کردم قیافه تو را به یاد نیاوردم،
لطفاً عکس خودت را از میان عکسهای توی پاکت جدا کن و بقیه را به من برگردان .....
تجمع ایرانی های واشنگتن برای یادبود هجدهم تیر
صدها تن از ایرانی ها در واشنگتن، پایتخت آمریکا، به مناسبت دهمین سالگرد حادثه هجده تیر در ایران و نیز در حمایت از مردم معترض به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری این کشور، تجمع اعتراض آمیزی برگزار کردند.
تجمع اعتراض آمیز ایرانی ها عصر روز شنبه، یازدهم ژوئیه، در مقابل ساختمان کنگره در واشنگتن برگزار شد.
چند صد تن از ایرانی ها که بعضی از آن ها به نشانه همبستگی با مردم معترض در ایران، پیراهن و مچ بند سبز بر تن داشتند- در این مراسم شرکت کردند.
این افراد ضمن دادن شعارهایی مانند "زندانی سیاسی آزاد باید گردد" خواهان آن شدند که دولت های غربی با دولت به گفته آنها "کودتا" در ایران وارد مذاکره نشوند.
دولت ایران با رد این اتهام ها، بر صحت برگزاری انتخابات 22 خرداد تاکید دارد.
ایرانی هایی که در روز تعطیل شنبه به نشانه مخالفت با دولت ایران در پایتخت آمریکا جمع شدند، از طیف های مختلف بودند.

آرش سبحانی، خواننده گروه کیوسک
نازنين افشين جم، فعال حقوق بشر که چند سال پیش دختر شایسته کانادا شده بود در این تجمع سخنرانی کرد.
آرش سبحانی از گروه موسقی کیوسک که از ایالت کالیفرنیا به واشنگتن سفر کرده بود، در مراسم روز شنبه به اجرای چند ترانه بامضامین سیاسی پرداخت.
تعدادی ازفعالان جنبش دانشجویی ایران از جمله احمد باطبی نیز برای حاضران سخنرانی کردند.
احمد باطبی در سخنان خود بر جلب توجه جامعه بین المللی نسبت به اوضاع ایران تاکید کرد.
او گفت: "تجمعات این چنینی تاثیر بر افکار عمومی جوامع مختلف دارد و حتی می تواند بر سیاست های دولت ها تاثیر بگذارد."
دولت آمریکا هرچند "شهامت" مردم معترض در ایران رو ستوده است، همچنان بر مذاکره اتمی با ایران در یک چهارچوب چندجانبه تاکید دارد.
با این همه، باراک اوباما تاکید دارد تا ابد برای مذاکره با ایران صبر نخواهد کرد.
جامعه ایرانیان آمریکا در هفته های اخیر ده ها راهپیمایی در شهرهایی مانند واشنگتن، نیویورک و لس آنجلس آمریکا برگزار کرده است.

داوینچی با ساختن شیر مکانیکی دربار فرانسه را بهت زده کرده بود
یک شیر مکانیکی که لئوناردو داوینچی، هنرمند و مخترع نامی ایتالیا نزدیک به پنج قرن پیش طراحی کرده و ساخته بود، بار دیگر ساخته شده است.
لئوناردو در سال 1516 از سوی شاه فرانسه، دعوت شد تا در این کشور زندگی کند. او سوار بر یک الاغ و در حالی که چند اثر هنری خود را همره داشت (که تابلوی مونا لیزا یکی از آنها بود)، وارد دربار شاه فرانسه شد.
لئوناردو هنگام ورود به دربار شاه همچنین ایده ای خارق العاده را در سر داشت - ساخت یک شیر مکانیکی که راه می رود.
اکنون یک مخترع فرانسوی بعد از هزار و پانصد ساعت کار مشقت بار، توانسته شیر لئوناردو را یک بار دیگر بسازد و به حرکت درآورد.
پانصد سال پیش لئوناردو با ساخت این شیر مکانیکی، که نه تنها سرش را حرکت می داده بلکه همچنین دمش را می جنبانده و راه می رفته است، دربار فرانسه را حیرت زده کرده بود.
این شیر مکانیکی توسط سیستم پیچیده ای از آونگ، قرقره، میله (اکسل) و چرخ دنده به حرکت درآمده بود.
لئوناردو داوینچی با استفاده از این قطعات توانسته بود این شیر را، که بلندی آن یک متر و بیست سانتیمتر و وزنش پنجاه کیلوگرم بوده است، طوری حرکت دهد که این حیوان مکانیکی روی چهار پنجه اش راه برود.
با این که لئوناردو از خود راهنمایی برای ساخت این شیر به جای نگذاشته است، رناتو بوآرتو، مخترعی فرانسوی، ساعت را پانصد سال به عقب کشیده و بر اساس شواهد عینی از آن زمان به جای مانده است، این شیر مکانیکی را دوباره ساخته است.
آقای بوآرتو می گوید: «با این که شیر مکانیکی که جدیدا ساخته شده، چشمگیر است، دیدن آن پانصد سال پیش حتما تجربه ای بهت آور بوده است. هیچکس در عصر رنسانس فرانسه، حتی شاه، شیر واقعی ندیده بود.»
کاترین سیمون ماریون، یکی از مسئولان شاتو کلو لوس، آخرین اقامتگاه لئوناردو داوینچی که در شهر امواز فرانسه واقع است، می گوید: «شاید لئوناردو ماشین های پرنده، خودروهای زرهی، پل های معلق و مدل های مختلف دوچرخه را اختراع کرده باشد اما شیر مکانیکی او همچنان افتخار فرانسه حساب می شود.»

علی رغم نگرانی های امنیتی در جنوب شرق افغانستان، عکسهای بزرگ و همایش های پرخرج نامزدهای انتخابات توجه مردم را جلب کرده است.
دادن غذا و حتی پول نقد به مردم در این همایشها از سوی برخی از نامزدها توجه مردم را بیشتر جلب کرده و باعث افزایش علاقه مندی مردم به شرکت در همایشهای بزرگ انتخاباتی شده است.
شهر گردیز، مرکز ولایت پکتیا، یکی از شهرهای جنوب شرقی افغانستان است که عکسهای بزرگ نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری تقریباً در هر خیابان آن به چشم می خورد.
این عکس ها با شعارهای جذاب انتخاباتی نامزدهای ریاست جمهوری و شوراهای ولایتی توجه بسیاری را به خود جلب کرده و مردم با علاقه مندی زیادی به آنها نگاه می کنند.
شعارهای انتخاباتی نامزدها با وعده تامین امنیت، آینده درخشان، رشد اقتصادی و وحدت ملی، توجه مردم را جلب کرده است. این ها موضوعهایی است که بیشتر نامزدهای انتخابات در شعارهای انتخاباتی خود در کنار عکسها و برگه های تبلیغاتی خود چاپ کرده و اجرای آنها را وعده داده اند.
با این همه، برخی از ساکنان شهر گردیز می گویند در باره برخی از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری آشنایی ندارند و از برنامه های آنها هم هیچ آگاهی ندارند.
محمد نعیم، یک مرد پکتیایی به بی بی سی گفت: "در باره بعضی از کاندیداهایی که عکسهای شان در این جا است، مردم پکتیا آگاهی کامل ندارند. آنها در این جا نه گردهمایی برگزار کرده و نه دفتری این جا دارند."
او افزود: "هیچ پکتیایی نمی تواند به آنها رای بدهد، برای این که هیچ هدف آنها را نمی داند و این کاندیداها چه خدمتهایی را در آینده به مردم افغانستان انجام داده می توانند."

به نظر شماری، شرکت مردم در همایش های پرخرج و باشکوه انتخاباتی لزوماً به معنای شرکت گسترده مردم در روز انتخابات نیست.
برخی از ساکنان ولایت پکتیا می گویند اجرا نشدن وعده های نامزدهای نخستین دور انتخابات ریاست جمهوری، باعث شده که شعارهای نامزدهای دور دوم این انتخابات علاقه مندی مردم به شرکت در انتخابات را کمتر برانگیزد.
نورالله، مردی در شهر گردیز گفت: "به نظر من، مردم چندان خوشبین نیستند. (در انتخابات دور نخست) کسی که وعده هایی داده بود که مکتب می سازم و بازسازی می کنم...، مردم چندان خوشبین نیستند، از بی امنیتی مردم رنج می برند و مردم به سوی مراکز رای دهی می روند."
تب و تاب مبارزات انتخاباتی در جنوب شرق افغانستان در حالی به اوجش نزدیک می شود که علی رغم وعده های مقامات نگرانی هایی در باره تامین امنیت در این منطقه وجود دارد.

نقشه ولایت پکتیا
جمعه خان همدرد، والی پکتیا به بی بی سی گفت:"ولایت پکتیا نسبت به دیگر ولایات جنوب شرقی افغانستان امن تر است. با آن که پس از آغاز جنگ در دره سوات پاکستان، نگرانی هایی وجود دارد و حضور شورشیان خارجی هم به صورت پراگنده دیده می شود، من مطمئنم که اگر همکاری مردم را با خود داشته باشیم، مخالفان نخواهند توانست روند انتخابات را برهم بزنند. در مورد مبارزات انتخاباتی نامزدان، در هر محلی که آنان بخواهند فعالیت کنند، تنها ما را آگاه کنند، ما امنیت آنان را تامین می کنیم."
اگر چه مقامات در ولایت پکتیا از تامین امنیت نامزدهای انتخابات اطمینان می دهند، اما برخی از ولسوالی های این ولایت از مدت ها پیش تا اکنون شاهد مواردی از ناآرامی بوده است.
به گفته شماری از مردم، گمان می رود نامزدان انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای ولایتی برای مبارزات انتخاباتی به ولسوالیهای ناامن در جنوب شرق افغانستان نخواهند توانست سفر کنند.

تجمع ایرانی های واشنگتن برای یادبود هجدهم تیر
صدها تن از ایرانی ها در واشنگتن، پایتخت آمریکا، به مناسبت دهمین سالگرد حادثه هجده تیر در ایران و نیز در حمایت از مردم معترض به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری این کشور، تجمع اعتراض آمیزی برگزار کردند.
تجمع اعتراض آمیز ایرانی ها عصر روز شنبه، یازدهم ژوئیه، در مقابل ساختمان کنگره در واشنگتن برگزار شد.
چند صد تن از ایرانی ها که بعضی از آن ها به نشانه همبستگی با مردم معترض در ایران، پیراهن و مچ بند سبز بر تن داشتند- در این مراسم شرکت کردند.
این افراد ضمن دادن شعارهایی مانند "زندانی سیاسی آزاد باید گردد" خواهان آن شدند که دولت های غربی با دولت به گفته آنها "کودتا" در ایران وارد مذاکره نشوند.
دولت ایران با رد این اتهام ها، بر صحت برگزاری انتخابات 22 خرداد تاکید دارد.
ایرانی هایی که در روز تعطیل شنبه به نشانه مخالفت با دولت ایران در پایتخت آمریکا جمع شدند، از طیف های مختلف بودند.

آرش سبحانی، خواننده گروه کیوسک
نازنين افشين جم، فعال حقوق بشر که چند سال پیش دختر شایسته کانادا شده بود در این تجمع سخنرانی کرد.
آرش سبحانی از گروه موسقی کیوسک که از ایالت کالیفرنیا به واشنگتن سفر کرده بود، در مراسم روز شنبه به اجرای چند ترانه بامضامین سیاسی پرداخت.
تعدادی ازفعالان جنبش دانشجویی ایران از جمله احمد باطبی نیز برای حاضران سخنرانی کردند.
احمد باطبی در سخنان خود بر جلب توجه جامعه بین المللی نسبت به اوضاع ایران تاکید کرد.
او گفت: "تجمعات این چنینی تاثیر بر افکار عمومی جوامع مختلف دارد و حتی می تواند بر سیاست های دولت ها تاثیر بگذارد."
دولت آمریکا هرچند "شهامت" مردم معترض در ایران رو ستوده است، همچنان بر مذاکره اتمی با ایران در یک چهارچوب چندجانبه تاکید دارد.
با این همه، باراک اوباما تاکید دارد تا ابد برای مذاکره با ایران صبر نخواهد کرد.
جامعه ایرانیان آمریکا در هفته های اخیر ده ها راهپیمایی در شهرهایی مانند واشنگتن، نیویورک و لس آنجلس آمریکا برگزار کرده است.

بنیانا نخستین گوساله شبیه سازی شده خاورمیانه است
محققان ایرانی نخستین گوساله شبیه سازی شده را در خاورمیانه تولید کرده اند.
این گوساله نر که بنیانا نام دارد، روز شنبه در یک موسسه دامپروری در اصفهان به دنیا آمد.
شبیه سازی این گوساله به وسیله محققان موسسه تحقیقاتی رویان انجام شده است.
محققان ایرانی پیش تر به موفقیت های دیگری نیز در زمینه سلول های بنیادی و شبیه سازی جانوری دست پیدا کرده بودند.
نخستین گوسفند شبیه سازی شده ایران که رویانا نام گرفت در سال 2006 متولد شد و نخستین بز شبیه سازی شده این کشور که حنا نام دارد، امسال به دنیا آمد.
به گفته محمد حسین نصر اصفهانی، مدیر پایگاه تحقیقاتی رویان اصفهان، با این رخداد آخرین و مهمترین حلقه توانمندیهای دانش جنینشناسی ایران كامل شد.
آقای نصر اصفهانی گفت: "با تولد بنیانا، ایران پیشرفت های خود را در زمینه تحقیقات سلول های بنیادی نشان داد. این نخستین گوساله شبیه سازی شده در خاورمیانه است."
او همچنین گفت پیش از این تلاش های محققان ایرانی برای شبیه سازی گاو دو بار دچار مشکل شده بود.
آقای نصر اصفهانی همچنین گفت این موفقیت به پیشبرد برنامه های فناوری زیستی دارویی ایران کمک خواهد کرد.
به گفته او موسسه تحقیقاتی رویان همچنین از آمادگی شبیه سازی جانوران در حال انقراض برخوردار است.
ایران یکی از پیشرفته ترین برنامه های تحقیقاتی در زمینه سلول های بنیادی و فناوری زیستی منطقه را دارد.
یکی از علت های این موفقیت، موافقت روحانی های شیعه با انجام شبیه سازی جانوری است. در این حال، محققان این کشور مجاز به شبیه سازی انسانی نیستند.
در این حال، روحانیان بسیاری از کشورهای منطقه مانند عربستان سعودی، این گونه تحقیقات را به طور کلی منع کرده اند.

یکی از آثار باستانی برگردادنده شده به عراق از سوی دولت هلند متلعق به 2100 سال قبل از میلاد مسیح
دولت هلند اطلاع داد که ده ها قطعه از آثار باستانی مسروقه عراق را به این کشور تحویل میدهد و از دولتهای دیگر خواست که از تجارت با "میراث ملی عراق" جلوگیری کنند.
پنجشنبه نهم ژوئیه وزرات فرهنگ و علوم هلند در اطلاعیهای خبر داد که ۶۹ قطعه از آثار باستانی عراق را به دولت این کشور تحویل میدهد. این آثار در جریان آشوب عراق پس از اشغال کشور توسط نیروهای ائتلاف بینالمللی به رهبری آمریکا به سرقت رفته بود.
به گزارش خبرگزاریها مقامات هلندی ۶۹ اثر تاریخی گرانبها را از چند تاجر هلندی دریافت کردند تا به مقامات عراقی تحویل دهند. مقامات آمریکایی و پلیس بینالمللی قبلا مقامات هلند را از محل این آثار در هلند باخبر کرده بودند.
پلیس بینالمللی و بنیاد یونسکو، بازوی فرهنگی سازمان ملل متحد هشدار داده بودند که ده ها هزار قطعه از آثار باستانی عراق به شیوه غیرقانونی از کشور خارج شده، خرید و فروش آنها ممنوع است و کسی جز دولت عراق حق مالکیت آنها را ندارد.
به دنبال حمله نیروهای آمریکایی به عراق و اشغال این کشور در بهار سال ۲۰۰۳، بیش از ۱۵ هزار قطعه هنری از موزههای مختلف بغداد غارت شد.
تاراج موزه عراق باستان، که در حضور و زیر چشم سربازان آمریکایی صورت گرفت، یکی از رسواییهای بزرگی بود که انتقاد فراوانی برانگیخت. بسیاری از سازمانها و مقامات فرهنگی، نیروهای آمریکا را متهم کردند که در حفاظت از بانکها و چاههای نفت عراق کوشاست، اما در حفاظت از آثار فرهنگی عراق جدیت نشان نمیدهد.
به دنبال اعتراضات همه جانبه و با تلاش دولت عراق و همکاری سازمانهای بینالمللی، تا کنون حدود ۸۵۰۰ قطعه یعنی بیش از نیمی از این آثار به عراق برگشت داده شده است.
به گفته کارشناسان در میان قطعات مسروقه از عراق، آثاری هست که قدمت آنها به بیش از دو هزار سال میرسد. علاوه بر آثار عتیقه موزهها، آثار بسیاری نیز در جریان حفاریهای غیرقانونی در نواحی گوناگون عراق به سرقت رفته است.
به گفته برخی از رسانههای عراقی، علاوه بر دلالان و تاجران آثار هنری، شماری از گروههای سیاسی افراطی نیز در تجارت آثار باستانی عراق دست داشته و از این راه مخارج خود را تأمین کردهاند.
بیشتر آثار مسروقه از موزههای عراق به تمدنهای باستانی بابل و آشور برمیگردد. تاریخنگاران، منطقه میان رودخانههای دجله و فرات معروف به "بین النهرین" را مهد تمدن دانستهاند.
به گزارش وزارت فرهنگ و علوم هلند، آثار باستانی عراق، نخست به مدتی کوتاه در هلند به نمایش گذاشته میشود و سپس به عراق ارسال میشود. سفارت عراق در هلند ضمن تشکر از مقامات هلندی، اظهار امیدواری کرده است که کشورهای دیگر نیز از این اقدام هلند پیروی کنند تا تمام آثار باستانی عراق به محل اصلی خود برگردد.

نگاه انتقادی دکتر صنعتی به آثار فرهنگی و فکری، بویژه از حیث اسطوره زدایی مشهور است
دهه
چهل که در اینجا مراد از آن دهه منتهی به سال ۱۳۵۰ نیست بلکه سالهای
بیشتری را در بر می گیرد، دهۀ شگفتی است. دهۀ رشد و شکوفایی و پدید آمدن
بیشتر آثار ادبی و هنری و فرهنگی، از یک سو و دهه رشد صنعت و جهانگردی و
رونق اقتصادی و بالارفتن قیمت نفت از سوی دیگر. این دهه در عین حال دهه
انقلاب سفید و اصلاحات ارضی و شناختن حق رای زنان از یک سو و پیدایش
کنفدراسیون و جریان های چریکی و مبارزه با حکومت شاه از سوی دیگر است. یک
نگاه حتا گذرا به سراسر این دهه نشان از عظمت آن دارد.
در بخش صنعت
می توان گفت که بیشتر صنایع کشور در همین دهه پا گرفت و به عنوان سمبل می
توان از ایران ناسیونال و اتومبیل پیکان نام برد.
در بخش آموزشی و
دانشگاهی، دانشگاههای شریف و علم و صنعت و امیرکبیر و سپاهیان انقلاب و
تربیت معلم و نیز دانشگاههای اصفهان و اهواز و تبریز و ارومیه و شیراز و
کرمان و بلوچستان و بیرجند و مازندران و گیلان، ( و حتا دبیرستانهای بنام
تهران )همه در این دهه به وجود آمدند. تا پیش از آن اگر هم وجود داشتند،
اندازه شان از یک دانشکدۀ کوچک فراتر نمی رفت.
در صنعت جهانگردی
کافی است به یاد بیاوریم که سه چهار هتل بزرگ تهران مانند هتل استقلال،
هتل هایت ( هم در تهران و هم در نمک آبرود ) ، هتل لاله در همین دهه ساخته
شد و سازمان جهانگردی در همان زمان شکل گرفت.
در بخش مطبوعات
پیدایش روزنامه آیندگان و مجلاتی مانند رودکی و فردوسی و نگین و جهان نو و
اندیشه و هنر و بازار رشت و جنگ اصفهان و مانند اینها یا در همین دهه پا
به عرصه حیات گذاشتند یا در آن بالیدند. تلویزیون ملی ایران هم در همین
دهه به وجود آمد.
در بخش شعر، شاعرانی مانند اخوان، فروغ و شاملو
ظهور کردند. آنها اگرچه از دهۀ پیشتر شعر می گفتند ولی آثار برجسته خود را
( مانند تولدی دیگر فروغ و از این اوستای اخوان و آیدا، درخت و خنچر و
خاطره شاملو) در همین دهه آفریدند.
در عین حال بیشتر آثار گلستان
و ساعدی و مهمترین اثر هوشنگ گلشیری، شازده احتجاب، در دهه ۴۰ نوشته شد.
در سینما آثاری مانند قیصر یادآور سینمای این دهه است و نیز آثار سهراب
شهید ثالث و دیگران. شاید در یک کلمه بتوان گفت تمام سینماگران بزرگ ما
پروردۀ دهه ۴۰ اند.
صنعت انتشار که تا آن زمان اهمیتی نداشت، در
این دهه به دستاوردهای بزرگی مانند انتشارات فرانکلین و امیرکبیر و
خوارزمی دست یافت. این سازمانها اگر هم در دهۀ قبل تأسیس شده بودند، تمام
رشد و شکوفایی خود را مدیون دهه ۴۰ اند.
در عرصه نقاشی، گالری ها
از این دوره اظهار وجود کردند و بزرگترین نقاشان ما حاصل کار این دوره
اند، حتا نقاشی قهوه خانه ای در همین دوره رشد کرد. تآتر به معنای نوین
کلمه اساسا در این دهه به وجود آمد و کارهای تجربی از نوع کارگاه نمایش در
همین دهه شکل گرفت. نویسندگانی مانند نعلبندیان و بیژن مفید و اسماعیل خلج
نیز در همین دهه پدیدار شدند.
در تآتر و موسیقی کافی است یادآور
شویم که تآتر شهر و تالار رودکی در همین دهه ساخته شد و ارکتسر ملی در
همین مدت شکل گرفت و در بخش موسیقی اصیل ایران خوانندگانی مانند شجریان و
پریسا و دیگران آمدند.
بیشتر آثار گلستان و ساعدی و مهمترین اثر هوشنگ گلشیری، شازده احتجاب، در دهه ۴۰ نوشته شد
در
بخش فکری کافی است یادآور شویم که انجمن فلسفه و حکمت، کانون پرورش فکری
کودکان و نوجوانان و موسسه تحقیقات اجتماعی در این دوره بارور شدند. پدیدۀ
فردید در همین دوره ظهور کرد و آثاری مانند « غرب زدگی » آل احمد و « آسیا
در برابر غرب » داریوش شایگان و « در غربت غرب » احسان نراقی در همین دهه
انتشار یافتند.
تصویر کامل این دهه را در این مختصر نمی توان به
دست داد و نیاز به یک گزارش مفصل و مستقل دارد. این تصویر ناقص و مختصر
نیز به خاطر آن داده شد که دهۀ ۴۰ از حیث فکری موضوع گفتگوی ما با آقای
دکتر محمد صنعتی، نویسنده و منتقد فرهنگ و ادبیات و هنر ( متولد ۱۳۲۴
اصفهان ) قرار گرفته است.
دکتر صنعتی روانپزشک و روانکاو و نویسنده کتاب « صادق هدایت و هراس از مرگ » است که آثار دیگر او « تحلیل های روانشناختی در هنر و ادبیات » و « زمان و نامیرایی در سینمای تارکوفسکی » او مشهور است. او متفکری است که مقالات بسیاری از او منتشر شده و نگاه انتقادی اش به آثار فرهنگی و فکری، بویژه از حیث اسطوره زدایی مشهور است.
در بخش های بعدی این مجموعه، گفتگوی ما را با وی در زمینه مباحث فکری و روشنفکری دهه ۴۰ می خوانید که باز هم از طرز تفکر او، ردیابی اسطوره اندیشی و در نهایت اسطوره زدایی از فرهنگ معاصر نشان دارد.

این نخستین باری است که کمیسیون مستقل انتخابات به تنهایی انتخاباتی را برگزار می کند
افغانستان در تابستان امسال، برای دومین بار در تاریخ خود انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای ولایتی برگزار می کند.
نخستین انتخابات ریاست جمهوری این کشور در سال ۲۰۰۴/۱۳۸۳ و با حضور گسترده ناظران داخلی و بین المللی برگزار شد.
مسئولیت برگزاری این انتخابات را کمیسیون یازده نفری برعهده داشت که براساس فرمان رییس جمهوری دوره انتقالی تشکیل شده و پنج نفر از اعضای آن را که کارشناسان بین المللی امور انتخاباتی بودند، نمایندگی سیاسی سازمان ملل متحد در کابل تعیین کرده بود.
اما برگزاری دومین انتخابات ریاست جمهوری افغانستان را کمیسیون مستقلی به عهده دارد که تمامی اعضای آن افغان هستند.
کمیسیون مستقل انتخابات (IEC) که براساس فرمان رییس جمهوری افغانستان در نوزدهم جولای سال ۲۰۰۵ تشکیل شده، ۹ عضو، به شمول یک رییس و یک معاون دارد و دو عضو آن زنان هستند.
عزیزالله لودین که لیسانس در رشته حقوق و علوم سیاسی و دکترا در اقتصاد دارد، رییس این کمیسیون و ژنرال ایوب اصیل که ماستری در رشته پلیس و عدالت دارد، معاون این کمیسیون است.
تعیین رییس کمیسیون انتخابات، براساس فرمان رییس جمهور صورت می گیرد.
مسئولیت اجرایی مسایل انتخاباتی را اما دارالانشای کمیسیون انتخابات برعهده دارد که برعلاوه کابل، دارای دفاتر ساحوی و دایمی در ولایات افغانستان نیز است.
رییس جمهور، از میان گروهی از افرادی که از سوی کمیسیون مستقل انتخابات معرفی می شوند، یکی را به عنوان رییس این دارالانشا تعیین می کند.
ریاست این دارالانشا را داوود علی نجفی برعهده دارد که دارای ماستری در رشته مطالعات اسلامی است و سابقه کار با سازمان ملل متحد دارد.
تصامیم دفتر مرکزی کمیسیون رسیدگی به شکایات انتخاباتی، نیاز به تایید مجدد نهاد دیگری ندارد و تنها این کمیسیون می تواند، در صورتی که "به اسناد و شواهد تازه ای دست یابد" روی تصامیم نهایی خود تجدید نظر کند.
دفاتر ساحوی این دارالانشا در ولایات افغانستان، مسئولیت برگزاری انتخابات را در ولایت خود برعهده دارند و مکلف هستند تا از کارکردهای خود به دفتر مرکزی این دارالانشا گزارش دهند.
بودجه کمیسیون انتخابات افغانستان دوصد و پنجاه میلیون دلار برآورد شده که از کمک های جامعه جهانی تامین می شود.
برای رسیدگی به شکایات مربوط به انتخابات، کمیسیون جداگانه ای در همکاری با کمیسیون برگزاری انتخابات وجود دارد.
این کمیسیون براساس ماده ۵۲ قانون اساسی افغانستان و از پنج عضو تشکیل شده است که دو نفر از آنان افغان و سه تن دیگر خارجی هستند.
کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان و دادگاه عالی این کشور، یک یک نفر از نمایندگان خود را برای عضویت در کمیسیون رسیدگی به شکایات انتخاباتی معرفی می کنند و سه عضو خارجی آن از سوی نمایندگی سیاسی سازمان ملل متحد در افغانستان معرفی می شوند.
صندوق های رای (عکس از آرشیو)
این کمیسیون مسئولیت رسیدگی به تمامی شکایات مربوط به نامزدهای انتخابات و روند برگزاری انتخابات را بر عهده دارد.
این کمیسیون اعتراضها در مورد "شایستگی" نامزدهای انتخابات را نیز مورد بررسی قرار داده و فهرست نهایی نامزدهای انتخابات را پس از بررسی شکایات و اعتراضها ترتیب می دهد.
از دیگر مواردی که کمیسیون رسیدگی به شکایات مسئولیت بررسی آن را دارد، "تغییر و سرقت اسناد انتخاباتی مانند ورقه های رای و تقلب یا اشتباه در رای دهی و شمارش آرا" است.
در صورتی که تخطی در انتخابات صورت گیرد، این کمیسیون صلاحیت دارد تا به شمارش دوباره آرا و یا حتی به برگزاری مجدد انتخابات حکم کند.
سایر صلاحیت های این کمیسیون، شامل هشدار دادن به کسانی که تخطی کرده اند، جریمه نقدی آنان و حذف نامزد و یا نامزدهای انتخابات از فهرست می شود.
دفاتر ولایتی کمیسیون رسیدگی به شکایات انتخاباتی نیز در سطح هر ولایت فعال است اما تصامیم این دفاتر، تا زمانی که از سوی دفتر مرکزی کمیسیون شکایات انتخاباتی تایید نشود، اعتبار ندارد.

تصامیم دفتر مرکزی کمیسیون رسیدگی به شکایات انتخاباتی، نیاز به تایید مجدد نهاد دیگری ندارد و تنها این کمیسیون می تواند، در صورتی که "به اسناد و شواهد تازه ای دست یابد" روی تصامیم نهایی خود تجدید نظر کند.
کمیسیون رسیدگی به شکایات انتخابات، یک ماه بعد از اعلام و تصدیق نتایج نهایی انتخابات به کارش پایان می دهد.
انتخابات در افغانستان، بطور گسترده ای از سوی نمایندگان داخلی و بین المللی نیز نظارت می شود.
احزاب سیاسی، نامزدهای انتخابات، جامعه مدنی، سازمان ملل متحد و رسانه ها، اجازه دارند بر چگونگی برگزاری انتخابات نظارت داشته باشند.
نمایندگان این نهادها می توانند در مراکز رای دهی و در شمارش آرا حضور داشته باشند.
یک نهاد غیردولتی به نام "بنیاد انتخابات آزاد و عادلانه افغانستان" نیز با هدف نظارت بر انتخابات افغانستان آغاز به کار کرده است.

فیلمسازان و عکاسان از 'بیگبن' به عنوان نماد لندن و بریتانیا استفاده می کنند
به مناسبت صد و پنجاه سالگی اولین زنگ ساعت بیگبن، پیامی بزرگ بر روی ساختمان برج ساعت پارلمان بریتانیا که این ساعت بالای آن قرار دارد، به نمایش درخواهد آمد.
'زنگ بزرگ' این ساعت که بیش از 13.76 تن وزن دارد، اولین بار روز یازدهم ژوئیه سال 1859 به صدا درآمد و به مناسبت صد و پنجاه سالگی آن، به مدت یک سال برنامه های جشن تدارک دیده شده است.
نام بیگ بن، به لحاظ فنی، به بزرگترین زنگ این ساعت اشاره دارد اما به مرور زمان برجی که این ساعت در آن کار گذاشته شده است نیز به همین نام شناخته شده است.
پس از غروب آفتاب در سالروز بکار افتادن این ساعت، پیام "تولدت مبارک بیگبن، 150 سال، 1859-2009" بر روی برج ساعت پارلمان توسط نورافکن، تابانده خواهد شد.
برنامه های جشن 150 سالگی بیگبن توسط موسسه خیریه "Guy Fox History Project" سازماندهی شده است.
در طی 12 ماه آینده کودکان و داوطلبان می توانند از برج ساعت بازدید کنند و درباره تاریخچه آن به تحقیق بپردازند.
ساخت برج ساعت در کاخ وست مینستر (کاخ پارلمان بریتانیا) در سال 1859 به پایان رسید و به سرعت به قابل شناسایی ترین بخش ساختمان بدل شد که معمار آن چارلز بری بود.

'بیگبن' بزرگترین ساعت چهار وجهی جهان است
این ساختمان جایگزین پارلمان سابق بریتانیا شد که در سال 1834 در اثر آتش سوزی ویران شد.
با این حال عمر زنگ معروف ساعت بیگبن بدون مشکل نبوده است.
اولین زنگ دو سال قبل از ساخته شدن برج و در هنگام آزمایش ترک خورد و زنگ جایگزین آن نیز پس از دو ماه آزمایش به سرنوشتی مشابه دچار شد.
در چهار سال پس از آن و تا زمانی که تعمیر و تغییر زنگ کامل نشد، بیگبن صامت بود.
از آن زمان تا کنون هم عوامل متعددی از جمله آب و هوا، و کارگران و پرندگان باعث ایجاد اشکال در عملکرد آن شده اند اما هنوز این ساعت به عنوان یکی از معروف ترین نشان های بریتانیا باقی مانده است.
مایک مککان، نگهبان این ساعت گفت: "پس از 150 سال بیگبن هنوز به عنوان یک مثال بارز مهندسی و نبوغ در ساختمان سازی، جایی ویژه در دل شهروندان لندن و دیگر مردم جهان دارد."
«حمد
باد خداوندی را که آفریدگار بندگان است و گستراننده زمین است و روان کننده
آبهاست به پستیها و رویاننده گیاهان است بر بلندیها، اولیتش را آغازی نیست
و اَزلیتش را پایانی نیست. اول است بی هیچ زوالی، باقی است بی هیچ مدتی،
پیشانیها در برابر او بر خاک اند و لبها به ذکر وحدانیت او در جنبش»
با این مقدمه اجازه می خواهم عرض کنم: یا صاحب الزمان سلام علیکم
سلام خدا و ملایک بر تو و بر پدران طیب و طاهرت. سلام بر جد بزرگوارت پیامبر اعظم و بر جد مظلومت شیر خدا امیر مومنان. سلام بر جده مظلومه پهلو شکسته ات، اول شهیده راه ولایت حضرت زهرا. سلام بر عموی دل شکسته مغموم و مظلوم و مسمومت امام مجتبی، سلام بر پدر غریب و مظلوم و لب تشنه ات سیدالشهدا و بر خون پاک او و خاندان شهید و اصحاب بی نظیرش. سلام بر پدران معصوم و مظلوم و شهیدت از امام سجاد تا امام حسن عسکری. سلام بر نایب بزرگوارت خمینی بت شکن. سلام بر شهیدان اسلام از عصر رسول الله (ص) تا عصر روح الله و تا امروز، عصر سید مظلوم و استوار نائبت سید علی خامنه ای عزیز و سلام بر امت مسلمان و امت خاص و آزاده ات، ایرانیان سرافراز، مراجع عظام تقلید، روحانیت معزز و خانواده بزرگوار شهیدان و ایثارگران .
مهدی جان، آقا! می دانیم آنچه می گوییم تو می دانی. تو شاهد و ناظر مایی و در میان مایی. اما دلمان می خواهد با شما درد دل کنم، با روح بلند خمینی کبیر، با ارواح مطهر شهیدان، با نائبت خامنه ای عزیز.
می دانم آنچه می گویم در برابر آنچه بر شما اهل بیت عصمت و طهارت گذشت و آنچه بر خمینی کبیر گذشت و آنچه بر خامنه ای بزرگوار می گذرد چیزی نیست. آیا در طول تاریخ می توان کسی یا کسانی را یافت که بیش از خاندان پاک شما سابقه شهادت، آزادگی، جانبازی و ایثار داشته باشد؟ و بیش از شما ظلم دیده باشند؟ هرگز، هرگز! هنوز صدای علی(ع) در گوشمان است که می فرمود:
«به خدا سوگند از انتساب هیچ منکری به من خودداری ننمودند، و در رفتار میان من و خود رعایت انصاف نکردند. ایشان حقی را طلب می کنند که خود آن را واگذاشتند و خونی را می خواهند که خود آن را ریخته اند.» و امام خمینی (ره) در برابر موج ترورهای یارانش فرمود: «ما را بکشید، ملت ما بیدارتر می شود» و خامنه ای عزیز در برابر آنان ایستاد و فرمود: «ما در برابر شما کاری حسینی خواهیم کرد» و جان خود را برای فدا کردن شما و دین جدتان ناقابل خواند.
با این وجود، یا صاحب الزمان، باز می خواهم با شما سخن بگویم و حرف هایم را با شما در میان گذارم. آری در «عهد الست» با خدای مهربان پیمان بسته بودم که با روح الله باشم، با عشق به خاندان پاک شما پرورش یافتم، در همان دوران سیاه دین ستیزی ستم شاهی روحانیون عزیز و پاک دامن به ما یاد دادند که امام زمان داریم. او خواهد آمد، ظلم و ظالمان را در هم می کوبد، داد مظلومان را می گیرد، عدل و داد برپا می کند و جهان را آباد می کند، پس آگاهانه منتظرش باشید.
به من آموختند که در غیاب او نائبش را دریاب. از همان طفولیت برای مظلومیت جدت امام حسین (ع) سینه زدم، زنجیر زدم و بر غربت و مظلومیتش اشک ریختم. آموختم که تاریخ تکرارشدنی است و عبرت های عاشورا راه نجات. روزگار نوجوانی و آغاز جوانی ام در سپیده روزگار سپری شد، تا آن که حسین زمان خروشید، ولایت فقیه در چهره نورانی امام خمینی (ره) طلوع کرد و انقلاب شد. من و همه کسانم به میدان آمدیم. اگرچه عاشورایی دیگر به پا شد، اما ملت ایران نگذارد حسین تنها بماند. هزینه دادیم، برادران و خواهرانم را به زندان افکندند. پدران و مادران و برادران و خواهرانم را در میدان ژاله کشتند. به فیضیه و دانشگاه حمله کردند و برادران دانش آموزم را در ۱۳ آبان ها به رگبار بستند. اما ایستادیم تا سرانجام خون های ما ایرانیان بر شمشیرهای یزیدیان زمان پیروز شد. خمینی روح خدا بازگشت و بر قلب های من و همه کسانم در سرتاسر سرزمین شهیدان فرود آمد؛ یاریش کردیم و به عهد خویش وفادار ماندیم تا فجر انقلاب دمید و حکومت حق طلوع کرد. خمینی خبرگان ملت را خواند و قانون اساسی را براوردند و میثاق میان ملت ما کردند. جمهوری اسلامی ایران قد برافراشت.
امام به سرعت ابتکارات خدمت به محرومان و ایثارگران را با صدور احکام مبارک تشکیل بنیاد شهید، کمیته امداد و جهاد سازندگی به میدان آوردند و مردم مشغول خدمت و سازندگی شدند و با روشن بینی برای پاسداری از انقلاب، سپاه را تشکیل و جوانان را به بسیج فراخواندند.
مهدی جان! هنوز شهد شیرین پیروزی انقلاب و خدمت به محرومان در کاممان ننشسته بود که تمام شرک و کفر و نفاق از استکبار غرب و شرق گرفته تا مزدوران منطقه ای و عوامل خود فروخته داخلی آنها در برابر این نظام نوپای حق جبهه گرفتند و جنگ احزاب تازه ای به پا کردند. برای استکبار و در راس آن آمریکا این دشمن سرسخت بشریت و آزادگی، نه تنها از دست دادن منابع و ثروت ایران، بلکه ایجاد کانون امید و آزادی برای مسلمانان و تمام مستضعفان جهان، خاری بود که در چشم مستکبران فرورفته بود. هنوز جشن و شادی انقلاب در میان بود که آمریکا و غرب و احزاب شرک و کفر و نفاق به فرمان اربابان خود هر گوشه ایران را، کردستان را، گنبد را، خوزستان را، آمل را، تهران را و ... را به صحنه های سخت جنگ روانی و تجزیه طلبی و در واقع با هدف نابودی انقلاب اسلامی و نظام تبدیل کردند. اما ملت ایران از پیر و جوان و زن و مرد بسیج شدند. چون امام فرموده بود من و ما به صحنه آمدیم. من و ما به دفاع از امام و انقلاب برخاستیم و شعارمان این بود: «تا خون در رگ ماست خمینی رهبر ماست و خونی که در رگ ماست هدیه به رهبر ماست». از آن پس «حزب اللهی و بسیجی» خوانده شدیم و از این افتخار احساس غرور می کردیم. منافقان و مرتدان دیدند تا من و ما به عشق تو یا صاحب الزمان و به عشق نایب خمینی در صحنه ایستاده ایم، راه به جایی نخواهند برد، بر ما یورش آوردند و تا توانستند توهین و تحقیر و ناسزا نثارمان کردند. «حزب اللهی و بسیجی» را مورد حملات نیرنگ و چماق و تفنگ قرار دادند.
گروهک ها و خائنان مزدور و بقایای رژیم طاغوت که به برکت رحمت انقلاب آزاد شده بودند، به جای سپاس از انقلاب اسلامی در تلاش تجزیه ایران، خطه کردستان را به خاک و خون کشیدند. چه قدر از برادران بسیجی و جهادیم و آحاد مردم حزب اللهی و فدائیان انقلاب که از گلوله های سفاکان رژیم طاغوت جان بدر برده بودند، چون آقایشان حسین (ع) سربریده شدند.
دشمن چون ایستادگی ما را دید، در همان حال جبهه ای دیگر گشود. جلاد خونخوار و قدرت طلب بعثی بغداد را واداشت تا جنگی همه جانبه به ام القرای عالم اسلام تحمیل کند. نقشه دقیق بود، از خارج و داخل کشور، انقلاب و امام را هدف قرار داده بودند. اگر لطف الهی و عنایات تو یا صاحب الزمان به این ملت ایران نبود، نظام اسلامی را می ربودند. این بار هم ملت ما بسیج شد. من و ما به جبهه رفتیم، حتی پدر و مادر و خواهران، جبهه و پشت جبهه را پرکردیم. اگر نبود خیانت بنی صدر مزدور که سلاح را از ما دریغ داشته بود، خرمشهر، بستان، هویزه، مهران و قصرشیرین به چنگ دشمن نمی افتاد و جهان آرا و یارانش در خرمشهر و حسین علم الهدی و دانشجویان همرزمش در هویزه مظلومانه شهید نمی شدند.
مهدی جان آقای من سال ۶۰ چه سالی برای ما بود. همچون سال ۶۱ هجری، ایران کربلا شد. آتش و خون، انفجار و ترور، سال عزاهای عمومی پی در پی، یک پای بسیجی در جبهه و جنگ با دشمن خارجی بود و پای دیگرش در شهرها برای مبارزه با گروهک های ضدانقلاب و عوامل داخلی شورشی استکبار.
در میان ملت منتظر ظهور، اگر چه بسیجی یک واژه بیش نبود، اما دریایی معنا یافت. بسیجی یعنی عاشق و عارف و شاهد. یعنی حسینی، علوی، زهرایی، یعنی آحاد ملت و لایی ایران، ولایتی که سرچشمه اش علی است و صاحب امروزش شما مهدی جان و امیرش ولایت فقیه، خمینی کبیر و خامنه ای عزیز.
آری بسیجی یعنی حافظ اسلام و میهن، از میان ملت و پشتیبان مردم، دشمن ستیز و یار مظلومان، بصیر و آگاه، هوشیار و بیدار و با اخلاص، پیشتاز در علم و فناوری و پیشرفت، محب وطن و محبوب امام، آری بسیجی جان برکف است و بی ادعا ... که در رودخانه امامت وضو گرفته است و از سرچشمه های جوشان روحانیت نوشیده است و در راه کربلای حسین قامت بسته است.
۳۰خرداد سال ۶۰ منافقان کوردل به فرمان اربابان خود از جنگ روانی به جنگ تروریستی روی آوردند و با این خروج، به «خوارج» مبدل گشتند. آنگاه این کوردلان، بزرگان حزب الله و یاورانشان یعنی بسیجی ها و مردم حق مدار کوچه و بازار را هدف گرفتند. خامنه ای را در خانه خدا ترور کردن، فاجعه هفت تیر و هشت شهریور را پدید آوردند، اگرچه بهشتی و بهشتیان را کشتند و حزب اللهی و بسیجی را ربودند و سوزاندند و شهید کردند، اما نتوانستند ایمان و اراده ملت ما را بشکنند. با خون پاک آنان نقاب از چهره کریه منافق و خوارج برداشته شد و نااهلان رخنه کرده در صفوف انقلاب و مدیریت کشور رسوا و فراری شدند و به آغوش اربابان جنایتکار خود در اروپا و آمریکا پناه بردند و سپس به کمک صدام ملعون شتافتند و یا در لاک خود مترصد فرصت ماندند. در آن اوضاع و احوال بسیجی امیدش به خدا بود و عشقش به امام ... از آن پس یک جبهه مانده بود و آن هم جنگ تحمیلی و دفاع مقدس بود.
آری مردم شریف و شهیدپرور ایران عزیز با امدادهای غیبی الهی و هدایت محسوس و ملموس بقیه الله الاعظم (عج) پیروزی های بزرگ فتح المبین، بیت المقدس، خیبرها و والفجر هشت ها را نیروهای مسلح با پشتوانه خود شما و بسیج رقم زدند و در رمضان و بدر و کربلای چهار و پنج، این اجساد تکه تکه شده برادرانم بود که دشمن را ناکام گذاشت. خون بسیجی با خون طلبه و ارتشی و سپاهی و جهادی و عشایر بهم آمیخت و همه با هم فدا شدند تا یک وجب از خاک پاک ایران جدا نشود. خاکی که به برکت انقلاب و نظام اسلامی، مقدس شده بود و ام القرای عالم اسلام شد؛ همچون «مدینة النبی (ص)»
آری
بسیجی پیرو عشق بود و دل او برای عزت اسلام و میهن اسلامی می طپید و در
راه آن و آزادی میهن سرافرازش ایران از جان خویش مایه گذاشت و در این راه
اسارت در چنگال صدام جلاد و غربت سخت سال های اسارت را به جان خرید. او
مصمم به حضور در صحنه بود تا رفع کل فتنه در عالم ... بسیجی تمام وجود
امام بود و انقلاب و هر آنچه را در مقابل این دو، می دید، برنمیتابید.
دفاع او و همرزمانش در جنگ تحمیلی هشت ساله، خصم را به فرار و هزیمت
واداشت. آنگاه که در روزهای پایان جنگ، بسیجیان احساس کردند، امامشان غصه
به دل دارد، مرگ خود را از خدا خواستند. بسیجی با غصه های امام، غصه دار
بود. با لبخندهایش، شاد ...
آنگاه جان بسیجی به لب آمد که امام به
لقاء حق تعالی پیوست. در غم فراق امام، ملت ایران سوخت. تا آن که مرهمی بر
دل سوخته خود یافت، سید علی جانشین امام شد. بسیجی، خمینی را در خامنه ای
یافت و ملت ایران شعار داد «خامنه ای، خمینی دیگر است، ولایتش ولایت حیدر
است.»
امام رفته بود، جنگ پایان یافته بود. دورانی دیگر آغاز شد. به جز آقا و بسیج کسی دیگر به تفکر بسیجی نمی اندیشید. گویی بسیجی فقط برای جنگ بود. گاهی بسیجی چیزهایی می دید که نمی پسندید. رهبری در این وضعیت مردم و مسئولان را هشدار داد. مسئول فرهنگی دولت به جای اقدام، استعفا داد، بسیجی ناآرام بود، رنج می برد، بسیجی خون به دل، ولی امیدوار و منتظر باقی ماند ... و بازهم دوره دیگر از دل تهاجم فرهنگی زاییده شد و این دوره را رهبر عزیز ما شبیخون فرهنگی نامید. در این دوره برخی از گردانندگان امور، پشت کرده به گذشته تابناک انقلاب و شرمنده از ایثار و شهادت امت! خواهان پیوستن به دهکده جهانی و کدخدایی عمو سام بودند. خواهان گفتگو با غارتگران و متجاوزان به حقوق آزادگان و انتقاد و حمله به ارزش های انقلاب و آزادی و امام و ولایت فقیه و روحانیت بودند. با وجود همه ناملایمات و بی مهری ها، بسیجی گوش به فرمان رهبر عزیز انقلاب، ضمن دفاع از ارزش ها و با خون دل در حوزه تولید علم و نهضت نرم افزاری همراه با خلاقیت به آرمان های انقلاب و رسیدن به اقتدار و مرجعیت علمی می اندیشید. مع الاسف در این فضا، از سوی عده ای بسیج نه تنها ناهمگون و ناسازگار، که مخرب تلقی شد. تفکر بسیجی خطرناک خوانده شد، همانها که دم از تحمل مخالف می زدند و شعار زنده باد مخالف من می دادند، خواهان مرگ تفکر بسیجی شدند. از اصلاحات اساسی خود، حذف بسیج و تفکر بسیجی را دنبال می کردند و شاهد اینکه جهاد سازندگی که از ابتکار بزرگ امام برای خدمت به محرومان و روستاییان و عشایر بود، به جرم تفکر بسیجی بسته شد و جهادگران پراکنده شدند.
بسیجی را که به هر قیمت در برابر جنگ با ارزش ها و شبیخون فرهنگی ایستاده بود، «گروه فشار» خواندند و نابودی اش را شعار دادند. آنان ریشه نظام را هدف گرفته بودند و بسیج و آحاد مردم متدین و انقلابی را مانع بزرگ راه خویش می دیدند. چند بار فاجعه به پا کردند، حرمت ها دریدند، به مقدسات توهین کردند، آتش افروختند و دشمن را امیدوار ساختند و در جنایتی که خود پدید آورده بودند، بسیج را مقصر نامیدند و مظلوم نمایی کردند و طلبکار شدند.
در
آن غربت سخت بسیج، بسیجیان ماندند و آقا. رهبری که از چند سال پیش خطر را
حس کرده بود و از تهاجم فرهنگی گفته بود و خود برای مقابله با آن به صحنه
آمده بود. ولی فقیه به نشانه حضور در این میدان جنگ با ارزش ها، چفیه
بسیجی را بردوش انداخت. آقا، اگرچه از سوی بعضی خواص و مدعیان! یاری نشد
اما مردم بسیجی را داشت که چون او دغدغه ها داشتند. خون دل خورده شد، رنج
ها بردیم تا چنان شد که دشمن و پیاده نظامش ناکام گشتند و ارزش های انقلاب
باقی ماند: فاما الزبد فیذهب جفا.
دوران امیدهای واهی دشمن برای
تحریف انقلاب و خط امام گذشت. خورشید انقلاب از پس ابرهای تیره مجددا
پدیدار گشت. بسیج از غربت خویش بیرون آمد. امیدها بازگشت. رهبر ما سید علی
دیگر تنها نبود. او شاد و مسرور از احیای گفتمان اول انقلاب بود. بسیج که
جان گرفت، ایران بسیجی شد که این خار تازه ای شد که به چشم دیگر استکبار
فرو می رفت. استکبار که امید خود به نابودی نظام را بر باد رفته می دید،
جبهه ای از زبان دیده های از حاکمیت بسیجی، اعم از ضد انقلاب های قدیمی و
عناصر استحاله شده پدید آورد که وجه اشتراک همه آنان دشمنی با بسیج و تفکر
بسیجی و بیداری ملت بود.
این جبهه با هدایت استکبار، جنگ خود را در پوشش انتخابات دهم ریاست جمهوری آغاز کرد و چون با حضور جانانه چهل میلیونی مردم نتوانست طرفی ببرد، بیشتر عصبانی شد و در پی فتنه ای تلخ تر برآمد، فتنه ای با ظاهری مخملی و باطنی خشک و زبر و خشن که فرهنگ و مردم سرزمینم را هدف قرار داده بود. تصادفی نبود که در ۳۰ خرداد ۸۸، سی خرداد سال ۶۰ را بازسازی کردند. تخریب، کشتار و آشوب به پایگاه های بسیج و مسجد خدا یورش آوردند.
در ۳۰ خرداد آشوبگران و منافقان با چهره ای جدید که چندان بی ارتباط با منافقان سابق نیستند، بر ملت یورش آوردند. زخم ترکش های جنگ تحمیلی و جای گلوله های منافقان و از خدا بی خبران دیروز را این بار در کوچه و بازار و تن بسیجیان و نیروهای نظامی ـ این حافظان امنیت مردم ـ با قمه و ضربات سنگ و شعله های آتش گشودند. به پای مصنوعی و سینه خسته جانبازان و حتی بانوان و کودکان رهگذر هم رحم نکردند و منافقانه سلاح اهدایی آمریکا و اسرائیل و انگلیس را به سوی مردم شلیک کردند تا به خیال خام خود با کمک رسانه هیا بیگانه، ناجا و بسیج را متهم کنند. غافل از این که مسئولان با حکمت و تدبیر به کاربردن سلاح را به خاطر پیشگیری از هرگونه آسیب به مردم منع کرده بودند و نیروهای حافظ امنیت هیچگاه سلاحی در دست نداشتند و به کار نبردند. ماموران حفظ امنیت و مدافعان حریم قانونی کتک خوردند، زخمی شدند، شهید شدند، بی رحمانه آنها را زیر چرخ های ماشین گرفتند، اما صبورانه با جانشان از مردم دفاع کردند؛ در مقابل آنها برای کشته های دروغی خود عزاداری کردند. از آنجا که آشوبگران در بین مردم پنهان شده بودند، دست حافظان امنیت برای برخورد با آنها بسته بود و لذا خسارتی بر مردم تحمیل گردید و ما نیز به عنوان حامیان مردم و مسئولان برقراری امنیت شرمنده شدیم. لیکن می دانیم که ملت فهیم، خود به این موضوع واقفند و عذر خدمتگذاران خود را می پذیرند.
ای صاحب و آقای ما شما شاهدی که نیروهای مسلح و بسیج هر ۴ کاندیدا را از یاران انقلاب می دانستند و مانند مردم ایران و با تشخیص خود کم یا زیاد به آنها رای دادند. با این وجود، ناظری که چه ناسزاها که نثار ما نکردند و چه فحاشی ها و تهمت ها که از آن بی نصیب نماندیم. امنیت مردم را خدشه دار کردند و چون به دفاع از مردم برخاستیم، به ما لقب «ستمکاران» دادند. ما را متجاوزان به حقوق مردم معرفی کردند. می خواستند ما را در این میدان آزمایش همچون خودشان روسیاه کنند، گویا نمی دانند، اسلام و قرآن و اهل بیت و امام و قانون اساسی برقرار است و تکلیف همه روشن است.
کار
آنگاه برایمان سخت شد و روحمان به درد آمد که اتاق فرمان خارجی ها و بعضی
داخلی ها به هم پیوند خورد و چهره پاک نظام در کلمات سخیف و زهرآلود آنها
گرد آلود شد؛ و در این غبار کذایی برای عده ای، لحظه ای حق در محاق شد.
اما خدای بزرگ را شاکریم که فصل الخطاب رهبری دل ها را آرام کرد و بصریت
آفرید.
رفته رفته صف خودی ها، یعنی ملت بزرگ ایران از اندک غیرخودی
های نفوذ کرده در میان مردم جدا شد، و به رغم به اصطلاح نخبگانی که از
نخبگی جز وابستگی به بیگانه و تهاجم به ارزش های انقلاب و امام چیزی نمی
فهمند، ملت یکپارچه می کوشد ندای رهبرمان را با سرود وحدت و امنیت و
سرافرازی و کار و پیشرفت تحقق بخشد.
آقا و مولای من، در
این روزهای هجمه دشمنان جهانی و کشتار ملت های مظلوم، خاطی عده ای خواص،
بر دلمان جراحتی افزود، اما ما بازهم صبر می کنیم. اینک چشمانمان برای
تنهایی جد بزرگوارت نمناک است. دلمان برای غریبی علی (ع) آن حق مطلق،
بسیار دلتنگ است و اگر نبود این اقیانوس مواج انسانی که فضای خیابان های
سرزمینم را علی علی گویان عطرآگین کرده اند نمی دانم چگونه می توانستیم
این غصه کج روی برخی خواص بی بصیرت را تحمل کنیم و به سینه بسپاریم و سینه
هایمان را در برابر دشمنان سپر کنیم و از دشمن غفلت ننماییم و سلاحمان را
برای دشمن مهیا نگه داریم.
یا صاحب الزمان، شما چون خورشیدی از پس
ابر، هدایت ما را بر عهده داری و ما را به ولایت فقیه سپرده ای و ایشان
توجه ما را به سوی دشمنان میهن و ملت می خوانند و ما نیز آموخته ایم که
«اشداء علی الکفار و رحماء بینهم»
مردم انقلابی ما می دانند که چشم از دشمن اصلی برنمی داریم که آنها ام الفسادند و یاران ممکن الخطا و قابل بازگشت، دنیا هم می داند که ملت ایران در برابر دشمن ید واحده است. آری با تمام توان و آمادگی ایستاده ایم، تا نظام بماند. تا تو از ما خشنود باشی و قلب نازنین نائبت راضی، تا میهن اسلامی ما همچنان کنام شیران باشد. تا شهیدان و امام شهیدان بدانند که راهشان ادامه دارد.
مهدی جان! به فرزندان و نوادگانمان یاد داده ایم منتظرت باشند، پرچم این نظام مقدس را در اهتزاز داشته باشند تا تو بیایی، که امام خمینی فرمود: «انقلاب ما مقدمه انقلاب جهانی به رهبری حضرت حجت است». سید و مولای ما از خدا می خواهیم و تو نیز دعا کن که انقلاب اسلامی ایران با انقلاب جهانی شما پایدار ماند و دعا بفرما آنگاه که ظهور می کنی، اگر مرگ میان شما و ما جدایی انداخته باشد، خداوند ما را از قبر بیرون آورد در حالی که کفن را بر کمر پیچیده و سلاح برکشیده باشیم و دعوتت را لبیک گوییم و زیر پرچم پرمهر و عدالت پرور و نورانی امتت به شهدا بپیوندیم.
جان نثار امت اسلام و منتظر ظهور
سرلشکر بسیجی سید حسن فیروزآبادی
گوگل در یکی از جدیترین اشکال رقابت خود با مایکروسافت، از عرضه سیستم عامل جدید خود موسوم به گوگل کروم خبر داد.
به گزارش از سایت فارس، این سیستم عامل یک سیستم عامل متن باز است که در
اصل برای استفاده بر روی رایانه های نت بوک طراحی شده ولی بر روی رایانه
های رومیزی نیز قابل استفاده است.
سیستم عامل Chrome OS دومین سیستم عامل طراحی شده توسط گوگل است که پس از
آندروید در اختیار عموم قرار می گیرد. آندروید که در اصل برای گوشی های
همراه طراحی شده بود در اواخر سال 2008 عرضه شد. گوگل پیش از این مرورگر
خود را نیز با نام کروم طراحی و روانه بازار کرده بود.
گوگل اعلام کرده که در این سیستم عامل از سیستم جدیدی برای نمایش پنجره ها
یا Windows استفاده خواهد شد. این سیستم مبتنی بر هسته سیستم عامل متن باز
لینوکس است.
این سیستم عامل به گونه ای طراحی شده که تمامی برنامه های کاربردی تحت وب
به طور خودکار بر روی آن عمل کنند و برنامه های جدید نیز با استفاده از
فناوری های محبوب وب در این سیستم عامل قابل طراحی باشند.
این سیستم عامل با تراشه های x86 و ARM سازگاری داشته و به همین علت از طیف گسترده ای از سخت افزارها پشتیبانی می کند.
گوگل اعلام کرده که در حال همکاری با چند شرکت سخت افزاری است تا از نیمه
دوم سال 2010 نت بوک های مجهز به سیستم عامل کروم را روانه بازار کند.
کارشناسان معتقدند انتخاب نت بوک به عنوان محصول هدف این سیستم عامل
انتخابی بسیار هوشمندانه است. نت بوک به عنوان رایانه کوچک قابل حمل،
بازار بزرگ و در حال رشدی را به خود اختصاص داده در حالی که بازار رایانه
های رومیزی در سه ماهه اول سال 2009 شاهد کاهش اقبال 23 درصدی بوده است.
این بازار در مقایسه با مدت مشابه سال 2008 بیش از 10 درصد رشد کرده است.
این رشد قابل توجه با توجه به شرایط فعلی و رکود بی سابقه اقتصاد جهانی
بسیار حائز اهمیت است.
موسسه تحقیقاتی معتبر IDC پیش بینی کرده که در سال 2012 حدود 42.2 میلیون
واحد نت بوک در سراسر جهان به فروش خواهد رفت که چهار برابر رقم به فروش
رفته در سال 2008 است.
البته باید توجه داشت که مایکروسافت هم درصدد فتح بازار نت بوک ها با
استفاده از سیستم عامل ویندوز ویستا و ویندوز 7 است. هم اکنون 80 درصد از
نت بوک ها مجهز به یکی از نسخه های سیستم عامل ویندوز هستند و باید منتظر
ماند و دید در این رقابت جدید گوگل و مایکروسافت هر یک چه سهمی را به خود
اختصاص می دهند.
شرکت
مایکروسافت با طراحی یک برنامه کاربردی تحت وب به کاربران خود امکان
میدهد تا در جهت صرفه جویی مصرف انرژی در منازل اقدام کنند.
به گزارش از فارس، این ابزار که از آدرس microsoft-hohm.com در دسترس است، فعلا در مرحله آزمایشی است و به درستی عمل نمی کند.
اما برخی کاربران که از آن استفاده کرده اند می گویند توانسته اند از این
طریق نمایه های شخصی برای وسایل برقی خانگی ایجاد کرده و میزان مصرف انرژی
را در آنها مدیریت کنند.
از طریق این سایت توصیه هایی نیز به کاربران ارائه می شود که این کار با استفاده از اطلاعات وزارت انرژی آمریکا ارائه می شود.
مایکروسافت دومین شرکت بزرگ فناوری اطلاعات است که ابزار تحت وب برای صرفه جویی در مصرف انرژی عرضه می کند.
قبل از این گوگل سرویس PowerMeter را به همین منظور راه اندازی کرده بود.
یاهو
دیروز ابزار جدیدی را برای کمک به کاربران خود به منظور سازماندهی تحقیقات
و پژوهشها با استفاده از موتور جستجوی این شرکت روانه دنیای سایبر کرد.
به گزارش از سایت فارس، این ابزار که Yahoo Search Pad نام دارد به طور
خودکار نتایج جستجوی کاربران را ذخیره می کند و در نتیجه افراد، ساده تر
می توانند اطلاعات مورد نیاز برای تکمیل یک پروژه تحقیقاتی را سازماندهی و
دسته بندی کنند.
پیش از این گوگل و برخی دیگر از موتورهای جستجو ابزار مشابهی را عرضه کرده
بودند، اما هیچ یک از انها مورد توجه و اقبال جدی کاربران قرار نگرفته
بودند.
برخی کارشناسانی که این سرویس جدید را بررسی کرده اند معتقدند امکانات و
قابلیت های آن هنوز چندان مناسب نیست و انجام پژوهش های سنگین تحقیقاتی و
علمی از این طریق به کسب نتایج مناسب نمی انجامد.
مارک
اندریسن یکی از اعضای سایت شبکه ای مجازی فیس بوک می گوید: انتظار وی آن
است که در آمد حاصل از سایت فیس بوک در سال 2009 از مرز 500 میلیون دلار
بگذرد.
به گزارش از سایت فارس، وی معتقد است که ظرف 5 سال آینده این رقم از یک میلیارد دلار فراتر خواهد رفت.
اندریسن به این نکته هم اشاره کرد که افرادی که در حال فروش سهام خود در
فیس بوک هستند مرتکب اشتباه می شوند وآینده این شرکت درخشان است.
سرمایه گذاری 200 میلیون دلاری شرکت روسی Digital Sky Technologies در فیس
بوک یکی دیگر از عواملی است که خوش بینی نسبت به آینده آن را افزایش داده
است.
سرانجام پس از گذشت پنج سال از راه اندازی سرویس پست الکترونیک جیمیل، سرویس مذکور از حالت آزمایشی خارج شد.
به گزارش از سایت فارس، گوگل روز چهارشنبه اعلام کرد که برخی از برنامه ها
و سرویس های مهم آن از جمله جیمیل، سرویس تقویم، سرویس اسناد و سرویس
مسنجر گوگل تاک، از حالت بتا یا آزمایشی خارج شده و جز سرویس های تثبیت
شده این شرکت محسوب می شوند.
به گفته مسئولان گوگل این سرویس ها در شرایطی هستند که کاملا تثبیت شده
محسوب شده و بنابراین به راحتی و با اطمینان قابل استفاده هستند.
آنان تاکید کرده اند که قرار نیست این سرویس ها در مقایسه با شرایط فعلی
به روز شوند و تنها از نظر میزان ثبات و کارآیی قابل اطمینان هستند.